به گزارش یزدفردا؛ کتاب «بزرگ شدی ریزهمیزه» داستانی به قلم رفیع افتخار است که با تصویرگری مرضیه قائدی از سوی نشر جمال منتشر شده است. این اثر به زندگی چند خانواده میپردازد و در شکلی کلان، از وضعیت زندگی خانوادههای ایرانی مبارز در زمان پهلوی میگوید.
در این داستان که مطالعه آن برای نوجوانان مناسب است، با شخصیتهایی همچون سپهر هشتساله، حسن نهساله، پسری دانشجو به نام مهدی، حاجتقی و عمهخانم، زهره و مادر و پدر سپهر و شخصیتهای فرعی دیگر آشنا میشویم. داستان بیشتر حول محور شخصیت سپهر میگذرد و عنوان کتاب نیز درباره اوست.
در ابتدای داستان، عمهخانم و حاجتقی به خانه سپهر و پدرومادرش میآیند تا خبرهایی خوش به آنها بدهند. دخترشان زهره دارد عروس میشود و مهدی نیز از تهران به اندیمشک (شهر محل سکونت شخصیتهای کتاب) میآید برای عروسی زهره. همه خوشحالاند و سپهر خوشحالتر است؛ چون مهدی را خیلی دوست دارد و میخواهد زودتر او را ببیند تا برایش قصههای فراوان تعریف کند. مهدی از تهران به اندیمشک میآید و در عروسی خواهرش شرکت میکند؛ اما آن شبِ شاد به همین صورت پایان نمییابد.
مأموران ساواک که از قبل خانه آنها را زیر نظر داشتهاند نیمهشب به پشتبام خانه میآیند و مهدی را با ساکی از اعلامیه به زندان میبرند. در این ماجرا سپهر دچار شوک شده و تکلمش را از دست میدهد؛ چون او هنگام دستگیری کنار مهدی بوده و با رفتار خشونتبار مأموران مواجه شده است. مهدی به پنج سال زندان محکوم میشود و در این میان، خانواده داماد، خواستار طلاق میشوند چون نمیخواهند با یک خانواده خرابکار! وصلت داشته باشند. آنها زهره را طلاق میدهند و سپهر تکلمش را با یک خبر شوکهکننده دیگر به دست میآورد: مرگ زهره!
داستان کتاب «بزرگ شدی ریزهمیزه» فرازونشیبهای متعددی دارد؛ اما نه آنقدر زیاد که اثر را به یک رمان چندصد صفحهای تبدیل کند. این داستان، ۱۰۴ صفحه دارد با تصاویری مرتبط به شخصیتها و وقایع آن. سپهر بزرگتر میشود، بقیه بچههای عمهخانم و عموهادی هم مثل حسن و غفور و آرمان و افشین بزرگ میشوند. جریان انقلاب اسلامی در میان مردم ریشه دوانده است. کمکم همه کوچه و محله و بازار خواستار انقلاب میشوند و میخواهند با فساد و ظلم شاه و درباریان مبارزه کنند. حسن به سپهر میگوید که آنها نیز میخواهند بهجای مدرسه رفتن به خیابان بروند و شعار بدهند. سپهر تردید دارد اما همراهیشان میکند و همین همراهی او را وارد مرحله دیگری از زندگیاش میکند که خواندنی است.
کتاب «بزرگ شدی ریزهمیزه» به نظر یک اثر داستانی سرگرمکننده میآید که در چندساعت میتوان آن را خواند؛ اما حرفهایی دارد که شنیدنی است. حرفهایی درباره رشد و بلوغ کودکان و نوجوانان هنگام انقلاب، درباره رنج خانوادههای مبارز و خشونت ساواکیها با مردم در هر سنی از کودک تا جوان و پیر.
رفیع افتخار در این کتاب با بیان داستانی ساده و خوشخوان که ضرباهنگ مناسبی دارد و مخاطب نوجوان را دچار بیحوصلگی نمیکند، حرفهایی درباره انقلاب اسلامی یا به عبارت بهتر، قصهای از انقلاب و مردم انقلابی میگوید. قصهای درباره خانوادههایی که در ابتدای مبارزات، تصمیمی برای مبارزه با شاه و مأموران ساواک نداشتند و حتی بقیه را هم از این کار منصرف میکردند اما دیدن فساد، ظلم و خشونت و بیقانونی آنها، این مردم را بهسوی مبارزه و حقطلبی میبرد.
مطالعه کتاب «بزرگ شدی ریزهمیزه» میتواند نوجوانان و حتی کودکان را (با تعریف خلاصهای از وقایع کتاب) با حالوهوای زمان حکومت محمدرضا پهلوی و مبارزات انقلابیها آشنا کند. این کتاب میتواند سرآغاز سؤالها و تحقیق و جستوجوگری و کنجکاوی نوجوانان درباره انقلاب اسلامی باشد تا با کمک پدر و مادر و معلم به اطلاعات بیشتر و معتبرتری درباره آن روزها و وقایع آن زمان دست پیدا کند.
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

دوشنبه 16,فوریه,2026