یزدفردا؛ «طلا و ماشین را ول کنید، پوشک ۲۰۰ درصد گران شده است/ دولت دست‌به‌دامن کالابرگ شد.»

راضیه حسینی:

بهتر بود می‌نوشتید «طلا و ماشین و سکه دویست‌میلیونی و دلار بالای ۱۶۴ هزارتومانی را ول کنید»

راستش را بخواهید الان دقیقاً نمی‌دانیم باید چه چیزی را ول کنیم و کدام مورد را بگیریم. شده‌ایم شبیه آن‌هایی که در سیرک‌ها با چند توپ‌بازی می‌کردند، مدام آن‌ها را می‌چرخاندند، به بالا و پایین پرتاب می‌کردند و حتی یکی از توپ‌ها هم از دست‌شان نمی‌افتاد. البته ما یک تفاوت کوچک با این هنرمندان داریم، حتی یکی از توپ‌ها هم در دست‌مان باقی نمی‌ماند.

هرچند مشکل، بی‌عرضگی ما نیست. تا می‌خواهیم با تعداد توپ‌های در دست‌مان کنار بیاییم و بازی را یاد بگیریم، مسئولان یک توپ دیگر وارد میدان می‌کنند، حتی گاهی چند تا توپ را با هم به سمت‌مان پرتاب می‌کنند، این اواخر هم که انگار دستگاهی مخصوص با پرتاب پنجاه توپ بر ثانیه آورده‌اند و ما را به توپ بسته‌اند!

در حال حاضر نه‌تنها نمی‌دانیم باید کدام توپ را بگیریم و کدام را ول کنیم، بلکه عنقریب است در دریای توپ‌های رنگارنگ غرق شویم و آخرش هم متوجه نشویم کدام توپ، اصل‌کاری بود و باید آن را در دست نگه می‌داشتیم و باقی را ول می‌کردیم.

اگر فقط یک دقیقه مسئولان دستگاه موردنظر را خاموش، یا حتی کند کنند، شاید بتوانیم سرمان را کمی از دریای توپ‌ها بیرون بیاوریم، نفسی تازه کنیم، کمی به دوروبرمان نگاهی بیندازیم، توپ‌های تازه را ببینیم، اجازه بدهیم مغزمان با این حجم و تعداد کنار بیاید و درکی از موقعیت داشته باشد، بعد دوباره برویم زیر باران توپ و دنبال توپ اصلی بگردیم.

ما که می‌دانیم هیچ‌وقت نمی‌توانیم آن را پیدا کنیم. در واقع همیشه متغیر است. شاید برای دقایقی، ساعاتی یا حتی روزهایی بشود توپ طلایی، ولی به‌سرعت از دور می‌افتد و جای خود را به دیگری می‌دهد.

 می‌دانیم سر آخر هم نمی‌توانیم حتی یک توپ را در دست‌مان نگه داریم، فقط تلاش می‌کنیم هرازچندگاهی به سطح بیاییم، نفس بگیریم و ادامه دهیم.

در حال حاضر ما در توپ‌ترین حالت روزگار قرار داریم.

 

 

  • نویسنده : یزدفردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا