یزدفردا؛ این روزها در رسانه‌ها بیشتر از هر چیز از «پیروزی»، «اقتدار» و «غرور ملی» می‌شنویم. روایت غالب، روایتی است که باید روحیه بدهد: دشمن ضربه خورده، ما ایستاده‌ایم، مقاومت ادامه دارد.

آزاده مدنی: اما در میان این همه شعار و هیجان، یک پرسش مهم تقریباً جایی در روایت رسمی ندارد: هزینهٔ واقعی این نبرد برای آیندهٔ کشور چیست؟

وقتی زیرساخت‌های صنعتی مانند فولاد آسیب می‌بینند، وقتی مراکز علمی و بهداشتی مانند انستیتو پاستور یا شبکه‌های تولید واکسن و دارو لطمه می‌خورند، ما فقط چند ساختمان از دست نمی‌دهیم. این‌ها سرمایه‌های راهبردی یک ملت هستند؛ ظرفیت‌هایی که ساختنشان دهه‌ها زمان، دانش و سرمایه برده است.  

ویران شدنشان یعنی سال‌ها عقب‌افتادن در علم، صنعت، سلامت و استقلال دارویی.

با این حال در فضای رسانه‌ای کمتر دربارهٔ این خسارت‌های بلندمدت صحبت می‌شود. گویی حس انتقام کوتاه‌مدت مهم‌تر از پرسش دربارهٔ آیندهٔ کشور است. گویی اگر فقط از پیروزی بگوییم، هزینه‌ها خودبه‌خود ناپدید می‌شوند.

واقعیت اما ساده نیست. تقریباً هیچ جنگی در جهان بدون نوعی مذاکره و توافق سیاسی پایان نیافته است. مذاکره الزاماً به معنای سازش نیست؛ گاهی دقیقاً ابزاری است برای تبدیل مقاومت و قدرت به نتیجه‌ای پایدار که بتواند کشور را از چرخهٔ فرسایندهٔ جنگ بیرون بیاورد.

میهن‌دوستی فقط فریاد زدن از غرور ملی نیست.  

میهن‌دوستی یعنی دیدن آیندهٔ کشور؛ یعنی پرسیدن اینکه این سرزمین پس از این همه فشار چگونه باید دوباره ساخته شود.

پیروزی اگر نتواند آینده‌ای امن‌تر، سالم‌تر و آبادتر بسازد، فقط یک لحظهٔ هیجانی در تاریخ است.  

اما کشوری که هم مقاومت کند و هم خردمندانه راه پایان دادن به جنگ را پیدا کند، آینده‌اش را نجات می‌دهد.

  • نویسنده : یزدفردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا