زبان دراز هفته نامه آيينه يزد

روایان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار روایت کرده‌اند «تالار فرهنگیان یزد» بیش از نیم‌میلیارد تومان هزینه ناهار یا صبحانه، از استانداری بابت سفر اخیر ریاست جمهوری طلب دارد. گویا فاکتورها از بس رفت و آمد کرده‌ کهنه شده و متولیان ناامید گشته‌اند لذا شایعه شده عده‌ای هم خبر را به فلان کانال داده و خبر با طبل و شیپور پخش گردیده است تا شاید فاکتورها پاس شود و پرداخت طلب ولو خدای ناکرده با آبروریزی ختم به خیر شود!!

اگر بفرمایید به زبان‌دراز فضول چه مربوط است که خبر چرا و چگونه و با چه هدفی درز کرده است؟؟ عرض می‌شود گرچه از نقد شدن فاکتور تالار فرهنگیان خوشحال می‌شود ولو با زدن طبل و شیپور جلو در استانداری امّا این حکایت مرا به یاد قصه‌ای انداخت.

نقل شده است در زمان‌های قدیم سحرگاه قبله عالم به قصد شکار کاخ را به مقصد دوشان تپه ترک کردند در مسیر، صبحانه را با خدم و حشم و موکب ملوکانه در مراتع و کنار باغات میرزا سلیم کاشی میل فرمودند و مقرر شد آغا بلال -سرآشپز درب خانه مبارکه- به محض بازگشت وجه صبحانه را با پاداش مهمان‌نوازی یکجا به میرزا سلیم بدهند القصه پس از سه ماه رفت و آمد وجهی به میرزا سلیم داده نشد بلکه میزبان بخت برگشته را به جرم سدمعبر و ایجاد مزاحمت تنبیه و چوب و فلک کردند. کریم شیره‌ای هم‌ چون قصه را شنید به سلیم مال باخته و فلک زده گفت: یک دهم وجه به من ده تا پولت را تماما دریافت کنی!! سلیم پذیرفت و از فردای آن روز کریم جلو در خزانه خانه‌ی مبارکه با طبل و شیپور داد می‌زد:
خورده فراموش است/ میرزا سلیم سیاه پوش است