معمولا حاشيه و شايعه از بزرگترين آفتها و موانع پيش روي پيشرفت هستند .

اگر اندكي با نگاه موشكافانه و نقادانه به رويكردهاي اجتماعي پيرامون خود نگاه كنيم به خوبي درخواهيم يافت كه آفت حرف و حديث سازي و شايعه پراكني از جزئي ترين مسائل زندگي روزمره مردم را شامل شده و تا بالاترين سطوح مديريتي جوامع را در بر مي گيرد .

يكي از آفتهايي كه در فرهنگ عامه ، همگي ما با آن آشنا هستيم پديده زشتي است كه در اصطلاح عاميانه تحت عنوان حرفهاي خاله زنكي !! از آن ياد مي شود و عمدتا در ميان افراد بي سواد يا كم سواد با سطح تفكر پايين رايج است و به خوبي ميدانيم كه اين پديده زشت مي تواند مشكلات بزرگي را در روند امور جاري زندگي ايجاد نمايد و حتي بعضا عامل فروپاشي زندگيهايي شود .

و همينطور در سطوح بالاتر جامعه پديده هاي حاشيه سازي ، سياسي بازي و سياسي كاري كه به اعتقاد نگارنده خود اشكال پيشرفته تري از همان مباحث خاله زنكي در سطوح پايين و عاميانه جامعه هستند با همان ماهيت تاثيرگذار و مخرب البته اين بار در ميان مسئولين و مقامات ارشد جوامع كه قطعا همان تاثيرگذاري در جهت ايجاد مشكلات در روند امور و كاهش بازدهيها را بهمراه دارند ؟! وليكن اينبار تاثيراتي كه برجاي مي گذارند در سطح اجتماعات بزرگي همچون يك شهر ، يك استان و يا حتي يك كشور هستند ؛ آنچنانكه همگي ما در مصاديقي روشن شاهد بوده ايم كه بعضا مقدار بسيار زيادي از وقت و انرژي مقامات كشور صرف درگيريهاي بي ارزش و بيهوده اي حتي در حد حرف و حديثهاي خاله زنكي البته بين سران قواي مملكت بوده است ؟!! و قطعا هزينه هاي هنگفتي بر گرده جامعه و مردم تحميل كرده است ؟! شايد بخاطر بياوريم كه براي مدتي در حدود  چند ماه مهمترين بحث ميان قوا و مخصوصا ميان نمايندگان و وزراء ، پرداختن به مدرك يكي از مقامات مرحوم بود كه بنا بر گفته هاي موجود خودشان ضمن ايجاد مشكلات عظيم براي خانواده  آن خدابيامرز ،  حتي در نهايت جان برسر آن گذاشت ؟!

همانگونه كه ذكر شد اين پديده مخرب در تمامي سطوح جامعه و هر كجا اجتماعي از تعدادي افراد وجود داشته باشد مي تواند ظهور و بروز نمايد ؛ از برگزاري يك مراسم و يك كار اجرايي ساده در حد خانواده ها و فاميل گرفته تا بالاترين سطوح مديريتي جامعه ولي چيزي كه در اين ميان مشهود و مشترك است تاثيرات كاملا مخرب اين حرف و حديثها و حاشيه هاست كه هر چه كمتر ذهن و فكر افراد با آن درگير باشد احتمال كسب موفقيت و افزايش راندمان كاري بيشتر خواهد بود .

اما يكي از مهمترين و موثرترين جنبه هاي قابل بحث در اين فرايند مباحث مديريتي است ، بطوريكه هر چه مديران و گردانندگان يك مجموعه خودشان كمتر اهل حرف و حديث و حاشيه باشند ودر واقع بيشتر ذهن و فكرشان را به امور اجرايي و اهداف تعيين شده معطوف نمايند اين مهم خود بخود به سطوح پايينتر سرايت پيدا كرده و بازدهي ها را افزايش مي دهد .

به عنوان مثال فرض كنيم در يك دستگاه اجرايي كه ماهيت كار اجرايي دارد مديران و مسئولين آن مجموعه افرادي باشند كه بجاي پرداختن به ماهيت اصلي كار خود يعني اهداف اجرايي مدام به دنبال حرف و حديث و مباحث حاشيه اي باشند ، قطعا اين پديده مخرب به تدريج از راس هرم به سطوح پايينتر و حتي تا پايينترين سطوح سرايت خواهد نمود و به ميزان بسيار قابل ملاحظه اي مجموعه را از پرداختن به ماهيت اجرايي كار و دست يافتن به اهداف تعيين شده باز خواهد داشت .

همگي ما به خوبي مي دانيم كه يكي از جنبه هاي مهم مديريت يعني تفكر و اتخاذ تصميم ، يمعني اتخاذ تصميمات با يك پشتوانه فكري و ذهني كه بر پايه آموخته ها و تجربيات استوار است ؛ مديران هم افرادي هستند كاملا همانند ديگر افراد مجموعه ها ، البته قطعا مهمترين چيزي كه در اين ميان تعيين كننده و تاثيرگذار خواهد بود نوع تفكرات وذهنيتهاست ؛ حالا فرض كنيم ذهن و فكر يك مدير اجرايي بجاي آنكه به افكار اجرايي براي برنامه ريزي در راستاي پيشرفت مجموعه تحت مديريت بپردازد ، مدام به افكار و مسائل حاشيه اي و حرف و حديثهاي نامرتبط و حتي مخرب بپردازد ؛ قطعا آن مجموعه و دستگاه تحت مديريت از اهداف تعيين شده دور خواهد شد و چيزي كه در نهايت حاصل مي گردد بازدهي اندك و عدم كسب موفقيتهاي لازم خواهد بود ؛ و برعكس آن ،  اگر يك مدير اجرايي در راستاي دست يافتن به اهداف پيش رو و پيشرفت و موفقيت بيشتر مجموعه تحت مديريت  ، در فكر و ذهن خود با پرهيز از حرف و حديثها و مباحث بي ارزش حاشيه اي بيشتر به امور اجرايي بپردازد ، ترديدي نيست كه با افزايش راندمان كاري و موفقيت مجموعه همراه خواهد بود .

البته شايد اين مباحث درخصوص مديران اجرايي كه در پستهاي حكومتي  هستند همانند استانداران و امثالهم كه عملكرد و تصميمات آنها مستقيما با سرنوشت عامه مردم و جامعه مرتبط است اهميت مضاعفي پيدا كند .

با تمامي اين اوصاف اگر چه اين مبحث بسيار مفصل بوده و نيازمند بررسيهاي بسيار گسترده تر مي باشد وليكن مقصود اصلي  فقط گوشزد نمودن اين اصل اساسي و مهم است كه اگر مسئولين و مديران مجموعه هاييكه ماهيت اجرايي دارند بجاي پرداختن به حرف و حديثها و مباحث حاشيه اي ، فكر و ذهن خود را به مباحث و مسائل اجرايي مربوط به مسئوليت خود معطوف نمايند قطعا نقش بسيار مهمي در جهت پيشرفت و دستيابي به اهداف پيش رو مخصوصا اصول و اهداف تعريف شده در مهمترين مبحث روز جامعه و كشور يعني  " اقتصاد مقاومتي " خواهند داشت .

به اميد فرداهايي بهتر .

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا