محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت اخیرا از اتاق فکری خبر داده که شنبه ها تشکیل می شود و علیه دولت برنامه ریزی می کند. طیب نیا وزیر اقتصاد نیز از تله اقتصادی مخالفان دولت برای آقای روحانی گفته و اینکه برخی ها قصد دارند با طرح مباحث اقتصادی اعتماد مردم به دولت را سلب کرده و جهت انتخابات سال آینده را تغییر دهند.
به نظر می رسد پروژه بحران سازی علیه دولت از خیلی وقت پیش کلید خورده است. اکنون سوال این است که دولت باید چه واکنشی در برابر این تخریب ها نشان دهد؟
عبدالله ناصری استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با فرارو گفت: «در اینکه یک اتاق فکر سازماندهی شده و حرفه ای در راستای فضاسازی علیه دولت از سال 92 تشکیل شده و فعالیت می کند شکی نیست. با این حال شکست سنگینی که تندروها از دولت خوردند و تقریبا به انزوای آنها منجر شد از یکسو و اینکه جریان اصولگرای معتدل همراهی و وفاداری خود نسبت به جریان دولت را اذعان کرده از سوی دیگر، باعث شده جریان تندور و افراطی سازماندهی شده تر عمل کند.»
وی ادامه داد: «آنها با توجه به شکستی که در انتخابات مجلس خوردند عزم راسخ دارند که دولت آقای روحانی را یک دوره ای کنند و یکی از مهم ترین مستمسک هایی که در راستای هدف خود در دست دارند برجام است.»
وی افزود: «بخشی از علت موفقیت تندروها در القای ناکارآمدی دولت پس از برجام مربوط به ضعف دولت در اقناع سازی افکار عمومی است مبنی بر اینکه ثمرات برجام پدیده مستقلی از آن چیزی است که مخالفان و تندروها القاء می کنند. یعنی دولت باید توضیح می داد که چون تحریم ها ساختار و سازمان پیچیده ای داشت نمی توان خیل زود شاهد ثمرات و نتایج اقتصادی برجام بود.»
این استاد دانشگاه اظهار کرد: «دولت در بیان دستاوردهای اقتصادی برجام کوتاهی کرد و نتوانست موازی با روند مذاکرات این موضوع را جا بیاندازد که برجام نمی تواند دستاورهای اقتصادی کوتاه مدت داشته باشد که علت این کوتاهی نیز مربوط به انفعال تیم رسانه ای دولت است.»
وی ادامه داد: «این در حالی است که تیم رسانه ای رقیب عزم کرده که دولت آقای روحانی را مستاصل کند و فضای جدیدی برای ناامیدی مردم از آقای روحانی شکل دهد. با این حال نمی توان منکر شد که دولت آقای روحانی حتی اگر فقط یک کار انجام داده باشد و آن هم ختم بحران هسته ای باشد برای تاریخ معاصر ایران کفایت می کند.»
ناصری در پاسخ به این سوال که دولت باید در برابر بحران سازی علیه خود چه واکنشی نشان دهد؟، گفت: «در ابتدای شکل گیری دولت تقریبا نظر تمامی دوستداران آقای روحانی این بود که ایشان در اولین گزارش خود به مردم شرایط کشور و آنچه را که تحویل گرفته اند را صریح و شفاف اعلام کنند، اما متاسفانه آقای روحانی هیچگاه این کار را انجام ندادند.»
وی ادامه داد: «بر خلاف دولت های گذشته و به خصوص تجربه موفق دولت اصلاحات که تیم رسانه ای آن منظم، هفتگی و منسجم کار می کرد و دولت یازدهم می توانست از این تجربه بهره ببرد، اما متاسفانه تیم رسانه ای آقای روحانی غیرمنسجم و نامنظم بود و نتوانست از مظلومیت آقای روحانی دفاع کند.»
وی افزود: «امروز به دلیل تاثیر عمده رسانه و قدرت اقناع سازی آن در جامعه، سخنگوی دولت باید به عنوان یک عضو فعال 24 ساعته و فارغ از هرگونه فعالیت اجرایی دیگر به فعالیت مشغول باشد. اینکه سخنگوی دولت رئیس یکی از بزرگ ترین سازمان های برنامه ریزی و اقتصادی کشور باشد و در واقع سخنگویی کار دهم ایشان باشد نمی تواند حق مطلب را ادا کند.»
این فعال سیاسی اصلاح طلب تصریح کرد: «البته سخنگوی دولت مرد شریف و بزرگواری است اما نه تجربه حرفه ای درباره شناخت و تاثیر رسانه دارد و نه فرصت وافی و کافی برای رصد جریان تخریب علیه دولت دارد. این سوال مطرح است که آقای نوبخت چه میزان فرصت دارد که جریان رسانه ای تخریب علیه دولت را رصد کند و برای آن برنامه ریزی داشته باشد. لذا دولت حوزه رسانه و اطلاع رسانی را خیلی جدی نگرفت و از همین جا آسیب جدی را متحمل شد.»
ناصری در پاسخ به این سوال که چرا دولت درباره گزارش آنچه در سال 92 تحویل گرفت کوتاهی کرد و به موضوع رسانه خیلی توجهی نشان نمی دهد؟، گفت: «یکی از اشکالات اساسی بخشی از اعضای کابینه آقای روحانی این بود که بر خلاف ایشان که تا حدودی توانست واقعیت ها را بیان کند، این آقایان نتوانستند به سهم و اندازه وزارت خانه و مدیریت خود این کار را انجام دهند.»
وی ادامه داد: «در دوره اصلاحات گزارش به مردم درباره وضعیت کشور میان رئیس جمهور و وزرا تقسیم شده بود و سخنگوی دولت به خصوص در دولت دوم این برنامه ریزی را انجام داده بود که تمام وزرا درگیر تبیین واقعیت های حوزه کاری خود باشند. اما این اتفاق در دولت آقای روحانی روی نداد و تمام بار بر روی دوش ایشان بود.»
وی افزود: «دلیل این امر محافظه کاری و مقداری ترس وزرای آقای روحانی بود. یکی از ظلم هایی که از ناحیه کابینه بر آقای روحانی رفت این بود که بار بازنمایی آنچه که در سال 92 تحویل گرفتند را بر دوش آقای روحانی گذاشتند. در حالی که تک تک وزرا باید واقعیت های کشور و آنچه که میراث هشت سال دولت های نهم و دهم بود را اعلام می کردند که البته ممکن است توصیه هایی به آقای روحانی و وزرای ایشان شده باشد که به گذشته خیلی نپردازند.»
ناصری تصریح کرد: «اما این یک واقعیت است که به میزانی که رئیس دولت بخواهد تمام بار را بر دوش بگیرد، موتور محرکه تخریب جریان تندروی رقیب نیز قوی تر می شود. لذا بازنمایی و بازگویی آنچه در هشت سال ریاست دولت های نهم و دهم بر کشور رفت باید انجام گیرد و به میزانی که این بازگویی میان دولت مردان در سطوح مختلف توزیع شود حتما کارکرد، سرعت و قدرت تخریب علیه دولت کمتر خواهد شد.»
وی افزود: «البته این واقعیت را نباید انکار کرد که آقای روحانی بر خلاف آقای احمدی نژاد که تغییرات اتوبوسی مدیران با تجربه را رقم زد، نسبت به تغییر و ارزیابی مدیران گذشته به خصوص در حوزه استانی نتوانست به خوبی عمل کند و ما اصلاح طلبان این موضوع را از همان ابتدا گوشزد کرده بودیم.»
عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با فرارو گفت: «هدف اصلاح طلبان از ورود به رقابت برای کرسی ریاست مجلس صرفا معطوف به مجلس است. اصلاح طلبان با توجه به تغییر و تحولی که در جامعه رخ داده و پیامی که جامعه به بخش هایی از حاکمیت اعلام کرده در صدد هستند این پروژه تغییر را با تغییر مدیریت مجلس دهم تکمیل کنند.»
وی ادامه داد: «اصلاح طلبان معتقدند انتخابات اخیر در واقع انتخاباتی سه مرحله ای بود که مرحله اول آن در هفت اسفند و مرحله دوم آن در ده اردیبهشت و مرحله سوم نیز تعیین مدیریت مجلس است که به همین دلیل با تمام توان سعی در به کرسی نشاندن آقای عارف برای ریاست مجلس دارند تا این پروژه را تکمیل کنند.»
وی افزود: «البته مرحله سوم با دو مرحه قبل این تفاوت را دارد که این رقابت در داخل مجلس و میان 290 نماینده مجلس صورت می گیرد. لذا هدف اصلاح طلبان از ورود به رقابت برای کرسی ریاست مجلس صرفا عملی کردن اراده مردم برای تغییر است که دو مرحله قبل آن توسط مردم و مرحله سوم توسط نمایندگان آنها در مجلس صورت خواهد گرفت.»
ناصری در پاسخ به این سوال که اگر عارف رئیس مجلس شود، اصلاح طلبان چه چیزی بدست می آورند و اگر نشود چه چیزی را از دست می دهند؟، گفت: «اصلاح طلبان از این منظر که چیزی بدست آورند به بحث ریاست آقای عارف نگاه نمی کنند. اصلاح طلبان به دنبال پاسخ به انتظار اجتماعی هستند و جامعه نیز این فهم را دارد که این مرحله نیز مانند دو مرحله قبلی رقابتی است و پیش بینی بنده هم این است که دو نامزد در صحن علنی با یکدیگر رقابت خواهند کرد.»
وی ادامه داد: «بدست آوردن کرسی ریاست مجلس توسط آقای عارف در واقع تکمیل پروژه و مرحله قبل است؛ اما از دست دادن آن به معنای شکست در مرحله سوم است که البته باز هم اصلاح طلبان با توجه به پیروزی در دو مرحله قبل در مجموع دو بر یک پیروز شده اند.»
وی افزود: «اصلاح طلبان قطعا از این فضا استفاده می کنند تا بر فضای انتخابات سال 96 تاثیرگذار باشند و دوم اینکه اگر حتی آقای عارف رئیس مجلس نشدند سامان نسبتا خوبی که شکل گرفته و بخش اعظمی از نیروهای مجلس با نگاه به منافع ملی و اولیت های کشور به مجلس ورود کرده اند در چهار سال نمایندگی با همین نگاه فعالیت های خود را ادامه دهند.»
ناصری تصریح کرد: «لذا اگر خدای نکرده آقای عارف رئیس مجلس نشوند اصلاح طلبان چیزی را از دست نمی دهند چراکه دو مرحله قبل را با پیروزی پشت سر گذاشته اند. موضوع مهم تداوم ائتلافی است که در فضای عمومی کشور میان نامزدها شکل گرفت و اینکه در دوره چهار ساله با ریاست هر فردی در مجلس این نگاه که معطوف به منافع ملی است ادامه یابد. یعنی پیروزی یا شکست یک فرد موجب انشقاق و شکاف در عرصه سیاسی مجلس و نخبگان جامعه نشود.»
به گزارش شرق، به نظر میرسد تکلیف آنها حتی برای خودشان هم هنوز بهدرستی روشن نیست که ریاست کدامیک میتواند بهنفع جریان چهلتکه اصولگرایی باشد. تا به اینجا، روابط عمومی محمدرضا عارف بهصراحت از قول او اعلام کرده که منتخب اول مردم تهران، ورود به مباحث ریاستی را زودهنگام میداند و خودش هم ورودی به این موضوع در هیچکدام از دیدارها نداشته است. با این حال برخی از اصولگرایان در گفتوگوهای کوتاه خود بر ریاست لاریجانی تأکید کردهاند و اصلاحطلبان هم پیشتر یا بر ریاست عارف انگشت گذاشتهاند یا آنکه بهتازگی این بحث را موکول به تشکیل مجلس کردهاند.
هدف اصولگرایان
اما پرسش اساسی این است که چرا اصولگرایان بحث ریاست را کلید زدهاند و چه هدفی را دنبال میکنند. یا اینکه اصولا از طرح رقابت و ایجاد شکاف لاریجانی - عارف چه کسانی سود میبرند. به نظر میرسد هدف طرح این موضوع باید تلاش در جهت جذب لاریجانی به سمت لایههایی از اصولگرایی باشد که در این انتخابات شکست خوردند و میخواهند از ظرفیت لاریجانی برای جبران شکست خود از یک طرف و از طرف دیگر شکلگیری دوقطبی لاریجانی-عارف بهره ببرند.
شنیدهها از راهروهای مجلس هم بر این مدعا صحه میگذارد؛ چهبسا تعدادی از اعضای پایداری که توانستهاند وارد مجلس شوند، به دنبال عملیاتیکردن این ایده هستند تا منویات خود را از این شکاف و از طریق لاریجانی محقق کنند. اگرچه پیوستن لاریجانی به این اردوگاه یا نزدیکان فکری این جریان، امری بعید به نظر میرسد.
در این راستا، عبدالله ناصری در گفتوگو با «شرق» دراینباره میگوید: «رسانههای اصولگرا مدتهاست که در حال دامنزدن به بحث ریاست هستند و اصلاحطلبان هم بعضا از سر تحلیل ضعیف یا تحتتأثیر فضا واقعشدن، وارد این فضا شدهاند». او تأکید میکند از نظر تشکیلاتی، هنوز هیچ بحثی دراینباره انجام نشده و تمام هدف اصلاحطلبان متوجه افزایش مشارکت مردم در انتخابات مرحله دوم است.
محمود صادقی از منتخبان لیست امید تهران هم به «فارس» گفته است که در نشستهای هماندیشی منتخبان تهران، تصمیمگیریهای اصلی و اساسی درخصوص ترکیب و ساختار مجلس دهم به پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات موکول شد. او گفت: فراکسیون اصلاحطلبان پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات تشکیل شده و از دل آن با سازوکارهای دموکراتیک برای ساختار و ترکیب مجلس دهم تصمیمگیری میشود. عبدالله ناصری اما در ادامه گفتوگوی خود با «شرق» میافزاید: «بهطور طبیعی هر دو جناح منتظر نتایج مرحله دوم و ارزیابی کمّی نیروهای انسانی خود هستند و این احتمال وجود دارد، با وجود آنکه جناحی از نظر کمّی اکثریت را داشته باشد، اما درباره مدیریت مجلس بخواهد گفتوگو، تفاهم و تعامل داشته باشد. بهویژه اینکه تنها بحث ریاست مطرح نیست، بلکه بحث هیأترئیسه و ریاست کمیسیونهای مجلس هم مطرح است».
تحلیلهای اصولگرایانه
این در حالی است که برخی از اصولگرایان با وجود آمار، همچنان خود را پیروز میدان انتخابات در مرحله اول میدانند یا حتی تشکیل جلسه هریک از آقایان عارف و لاریجانی را ملاک وزنکشی درونی مجلس میدانند. از جمله آنها حمیدرضا ترقی از اعضای مؤتلفه است که به جماران گفته است: «تا الان در جلسه آقای لاریجانی حدود ١٤٥ نفر و در جلسه آقای عارف حدود ٧٠ نفر از منتخبان مجلس دهم شرکت کردهاند. بنابراین به طور طبیعی موقعیت آقای لاریجانی نسبت به آقای عارف برای ریاست دهمین دوره مجلس شورای اسلامی، موقعیت تثبیتشدهتری است؛ ولی قطعا آرای نمایندگان منتخب در دور دوم هم میتواند نقش بسیار مهمی در نهاییشدن و تقویت نتیجه انتخابات برای هر دو طرف داشته باشد. این حدود ٦٠ نفر، نقش تقریبا تعیینکنندهای در انتخاب رئیس مجلس آینده خواهند داشت». در همین حال هم غلامعلی جعفرزاده، عضو فراکسیون رهروان مجلس به «ایسنا» گفته است: فکر میکنم اعتدالیون هم به لاریجانی برای ریاست مجلس تمایل داشته باشند.
اصلاحطلبان نقشه را خواندند
بااینحال همانطورکه در بالا اشاره شد، اصلاحطلبان بعد از گذشت چند روز از سناریویی که جریان اصولگرا برای آنها تدارک دیده بود، بهتازگی اعلام کردند که هرگونه بحث ریاست، زودهنگام است. با نگاهی به این اظهارنظرها و نیز شنیدهها، به نظر میرسد هرگونه بحث درباره ریاست، درون فراکسیون انجام خواهد شد و عارف و لاریجانی رقابتی را در صحن علنی مجلس انجام نمیدهند. این رایزنی درونی هم مستلزم تبادل امتیازاتی خواهد بود که نفع طرفین را تأمین کند. بهویژه علی لاریجانی که با حمایت فهرست امید توانست از قم بار دیگر وارد مجلس شود.
روابط عمومی عارف در همین رابطه در خبری که «ایسنا» آن را روی خروجی خود قرار داده، با اشاره به دیدارهای عارف تأکید کرده «در هیچکدام از این دیدارها صحبتی از ریاست مجلس دهم نشده و دکتر عارف در حال حاضر این صحبتها را زودهنگام میداند».
لزوم تفاهم عارف و لاریجانی
محمود میرلوحی، از اعضای ستاد ائتلاف، هم در گفتوگو با «شرق»، هدف اصولگرایان از بازی ریاست را سرمایهگذاری برای کاهش آثار پیروزی اصلاحطلبان دانست و گفت نباید اساسا از هماکنون وارد بحث ریاست شد و این موضوعی است که مستلزم یک تصمیم درونمجلسی و محصول تشکیل فراکسیون امید است و بنای ستاد ائتلاف ورودنکردن به این بحث است.
محمدرضا خاتمی، نایبرئیس مجلس ششم، هم ضمن ابراز خشنودی از این که عارف بتواند ریاست مجلس را برعهده بگیرد، با بیان تبصرههایی برای این خرسندی، به سایت جماران گفت: «اولا ما هر کاری میکنیم باید توجه کنیم مجلس آینده نباید باعث جدایی و اختلاف بین اصلاحطلبان و اصولگرایان معتدل در مسائل اصلیای که وجود دارد، شود. دومین مسئلهای که من دارم شفافیت است. یعنی مردم بدانند ما چهکار میکنیم. بگویند ما تلاش میکنیم برای مثال آقای عارف رئیس مجلس شود؛ یا اینکه بعد از ارزیابی متوجه میشویم چنین کاری امکانپذیر نیست، به مردم توضیح دهیم به خاطر این شرایط و این مسائل و مشکلاتی که وجود دارد؛ ما برای اینکه کارایی مجلس را بالا ببریم اشکال ندارد مثلا به آقای لاریجانی رأی میدهیم. این شفافیت خیلی مهم است».خاتمی ادامه داد: «نکته سومی که وجود دارد این است که حربه طرف مقابل این است که اختلاف بیندازد. تا حالا سعی میکرد بین اصلاحطلبان اختلاف بیندازد. قبل از انتخابات گفتند فهرست اصلاحطلبان این است و آن نیست. اکنون میخواهند بین ما و دوستان دیگر اختلاف بیندازند و بین ما دشمنی ایجاد کنند. من فکر میکنم هم ما و هم اصولگرایان معتدل این را میدانیم که این حربه، حربه زنگزده و کهنهای است و به آن توجهی هم نمیشود؛ فقط به درد چهار نفر مخاطب چشموگوشبسته خودشان میخورد که دلشان را خوش کنند که بین ما اختلاف است. بگذارید دلشان خوش باشد؛ دل چهار نفر خوش شود برای ما هم ثواب دارد».
خاتمی بر ضرورت گفتوگو دراینباره تأکید کرد و گفت: ما باید وارد گفتوگو شویم. اگر ما میخواهیم مجلس آینده، مجلس گفتوگو و گفتمان ملی شود، از الان باید وارد گفتوگو شوند. پایگاه آقای عارف و آقای لاریجانی در مجلس نزدیک است. باید با هم بنشینند و به تفاهم برسند. اگر قرار بر یارکشی باشد و این یارکشی منجر به جدایی و افتراق شود، گرفتاری خود آقایان در داخل مجلس زیادتر میشود. یعنی حتی یکی از آنها رئیس مجلس شود با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی با کسی هستند که رئیس مجلس نشده، ممکن است مشکلات خاص خودش را به وجود بیاورد. از الان باید وارد یک رایزنی، گفتوگو و تفاهم شفاف شویم که به عرض ملت هم برسد.
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

جمعه 03,ژوئیه,2026