دهه شصت:عيال زود باش شناسنامهام را بيار، دارم مدارك آماده ميكنم وام بگيرم. انشاءالله سال نويي توي خانه خودمان هستيم.
دهه هفتاد: خانم جان اين شناسنامه من كجاست؟
تو فكر هستم وام بگيرم، دستي به سر و روي خانه بكشيم اسباب، اثاثيه هم عوض كنيم.
دهه هشتاد: عزيزم! لطفاً ساعت 10 بيا بانك. دم اداره وام بگيريم به زخمهامون بزنيم، قرضهامون بديم اگر زياد آمد مسافرتي هم برويم!!
دهه نود: واي! واي!! اصلا فكر آبرومون نيستي! فطرتاً (بيكلاسي) الهي شكر ديدي (سيسيجون) چه پُزي ميداد و گيلاس صدهزار تومني به رخمان ميكشيد پاشو! پاشو! اون موبايل را ده دقيقه ول كن سند خانه را بردار از اعتبار بابام استفاده كنيم يك ميليون وام بگيريم!
عيد بي آجيل ميشود؟ آجيل هم كه بي پسته نميشود !!... پاشو، دير ميشه!
دهه بعد نود... ديگه زمان هم متوقف شده عيدي ميدهم معنا نداره.
فعلا با وام و يا بيوام يكي پسته بخورم... با خود گفتم بخورم و دق كنم بهتر است از آنكه نخورده دق كنم.!!
زبان دراز
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

دوشنبه 29,ژوئن,2026