فیلم| داستانک باطعم طنز
نویسنده : یزدفردا | شناسه خبر : 196802 | تاریخ انتشار : 22 Khordad 1403 - 07:47 | 2725 بازدید
یزدفردا: توجه: مشمول و مشغول الذمه مدیران غالب شده سیاسی بخصوص پدر زاکانی شود هر که این پست را ببیند و چون طولانی است نخواند.

‍ ‍ جهنم ایرانی وفرنگی و موزاییک کردن  بلوار مشیر الممالک

قصه جعلی وکفرآلوده جهنم ایرانی و فرنگی راهزار بار شنیده ایدمسئولیتش با آنکه اولین باراین سوژه را ساخت 

اما قصه دستکاری وبه روز شده ما

نقل شده که گروهی از اموات  به دلیل گواهی شرکت موثر درانتخابات  موجب تخفیف وترحیم شده به انتخاب آزادنه نوع جهنم با برنامه ایرانی و فرنگی پاداش گرفتند.

تعدادی رگ غیرت ایرانی شان جنبیدیاگول تبلیغ ایرانی؛ جنس ایرانی انحصاری رانتی خاص ما بخر تا ما پولدار وتوبیچاره وفقیرتر شوی خوردند وگفتند :

جهنم !؛عذاب با برنامه ریزی ایرانی انتخاب می کنیم

گروه دیگر هم که درطول عمرشان؛ کلاس ؛فرنگ رفتن وخارجی ومارکدارخریدن وپوشیدن می گذاشتند تا دراینستاگرام هم استوری کنند جهنم را با ؛کلاس ؛ فرنگی برگزیدند

فرنگی مآبان بعد چند هفته چشیدن عذاب سخت ومرتب طبق قانون جهنم فرنگیان  برای استراحت  ۳روزه به مرخصی وبهبود التیام زخم رفتند

سرراه در کوچه مابین جهنم ایرانی و جهنم فرنگی زیرسایه درخت خشکیده و آب جوی  که از جهنم ایرانی بیرون آمده بود 

جهنمیان را که انتخابشان عذاب ایرانی بوده‌ دیدند درعین غم ودغدغه جهنم پیش رو  بساط عیش برپا کرده گویا صفاسیتی آمده بودند ( شراب ورباب وکباب ) انواع کیفورات ونئشه جات؛ حوریه پلاستیکی چینی ؛ روزگار را به بی خیالی می گذراندند

فرنگی مآبان سوخته ازآتش با تعجب ونشان دادن جای عذاب گفتند 

بر شما در جهنم باعذاب ایرانی چه گذشت؟ 

گفتند هیچ هنوز منتظر عذابیم!!!!!!!!!!!!!!

ده روز اول به توجیه وسخنرانی ودیدن دستاوردها و شنیدن آمارها با بیان صیحت وتبیین ممنوعیات ومقرارات وقانونهای سخت برما گذشت 

ده روز بعد ازشانس ما؛زمان بازدید میدانی ؛مالک ابن العذاب والقهار  که از دفتر مرکزی می آمد برخوردیم

همه جا تعطیل همه دنبال مقدمات سفرو تهیه آمار وکلنگ وقیچی فاز دوم وسوم بودند.

ده روز بعد ش هم به یادمان سفر وپیگیری تحقق وعده های سفر گذشت

بعد از چند روز اقامت کارعذابیدن ما شروع شد........

صبحی به افق آخرت با صدای غرش تانکرهای قیر مذاب و تریلی های میلگرد گداخته بیدارشدیم ولی  تا ظهر معطل شدیم قیر ومیل گداخته بود ولی  قیف  انبر ودستکش نبود....

روز بعد باز قیر دستکش وانبر آوردند ولی  قیرها ومیلگردها سرد شده بود و قابل استعمال به جهنیمان نبود!

روز بعد باز قیر ودستکش وانبر ومیلگرد

وناظران عذاب آماده بودند کارگران عذاب نبودند

خلاصه ده روز دیگر بعد  به همین منوال گذشت 

یکروز قیف و سطل بود کارگرانش نبودند

یکروز کارگران بودند؛ میل داغ بود؛ قیف وسطل نبود  

یکروز هم که همه هستند تعطیلات رسمی  جهنم ایرانی ومرخصی شروع شدودرحال گذراندن به بطالات هستیم

اما پرده دوم قصه ما 

شش ماه پیش سر بلوار مشیرالممالک بیلبورد عملیات عمرانی زدند

یک ماه گذشته مصالح وکارگران آمدند بنده هم (مقاله سپاسیه) نوشتم که بالاخره نسیم آبادی و عمران به نقاط پایین شهررسید ازشهردار وشورای جهادی انقلابی که توجه ویژه به پایین شهر داشته وسراسر شهررا کارگاه عمرانی کردند تشکر کردم 

سمت چپ خیابان تمام شد و تیم کار نیز رفتند پی کار خود

بعد از پیگیری که این طرف بلوار هم جزئی از پروژه هست 

یکروز صبح با صدا و غرش ماشینهای پیمانکار شهرداری بیدار شدیم

چاله ای به وسعت پیاده رو جلو خانه احداث کردند که شروع پروژه عمرانی و نوید بهسازی محیط و پیاده راه را می داد

ماشین در خانه ماند ومن بیرون روزی چند صد تومان کرایه دادم  فیلم وکلیپش را فرستادم برای مدیر مسئول نشریه وگروه رسانه ای تا در نشست خبری شهرداری نشان دهد و فریادرسی بیاید

یک ماه گذشت فقط به اندازه ۲۰ متر مربع کار انجام شد ودوباره کار تعطیل ....

یک ماه گذشت و همچنان ورودی خانه ما با مشکل مواجه و جوابگویی نیست 

الغرض کار ناتمام مانده .....یک روز کارگران هستند تانکر‌آب ندارند ...روز دیگر سیمان و ماسه ندارند روزی همه چیز هست کارگران قهر کرده اند ...الان موزائیک ندارند و... 

آنچه خسارت را بیشتر می کند  نیمه کاره رها شدن باعث غارت سیمان وموزاییک وشکسته

شدن موزاییکها وضرر به بیت المال شده است.

القصه من  مانده ام موزاییک وقیر داغ وسیخ وآژانسهای تلفنی ... ولی بازهم...

شهردار مچکریم

کاکتوس

لطفا کلیپ پیوست را ملاحظه کنید سندی بر داستان مااست

برچسب ها
ثبت دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.