کرامات اولیاء ا... و پرهیزگاران و افراد غیرمعصوم
حال که مباحث تقریباً مفصلی را پیرامون شفاعت، شفا و معجزه بیان کردیم لازم است اشاره کوتاهی نیز به مبحث کرامات داشته باشیم. این عبارت نیز برای امور خرق عادت به کار برده میشود که اگر درباره پیامبران و امامان باشد همان معجزه است که به عنوان مثال کتاب «کرامات رضویه» به این مقوله میپردازد اما این عبارت برای امور خرق عادت که از اولیاء الله و افراد پاک و زاهد و علمای بزرگ نیز سر زده است، اطلاق میشود. در اینجا به ذکر تفسیر اجمالی آیات 40-38 سوره نمل میپردازیم تا از زبان قرآن این مقوله روشنتر شود: در این آیات پس از آنکه سلیمان نبی(ع) از حاضران مجلس سؤال کردند آیا کسی از شما توانایی حاضر کردن تخت ملکه سبا را پیش از آمدنش نزد من دارد، دو نفر چنین ادعایی کردند؛ اول آنکه عفریتی از جن گفت: «من آن را نزد شما میآورم پیش از آنکه از مجلستان برخیزی و من نسبت به آن توانا و امینم» و دوم کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم بر هم زنید نزدتان خواهم آورد» در اینجا ذکر چند نکته لازم است:
1ـ اینکه چطور عفریتی از جن، توانایی بر این مطلب دارد توضیح آنکه گاهی حتی افراد غیرمؤمن بر اثر ریاضتهای پر مشقت و مبارزه با نفس، توانایی بر پارهای از خارق عادات پیدا میکنند ولی تفاوت آن با معجزات این است که چون کار آنها متکی به قدرت بشری و مادی است همیشه محدود است در حالی که معجزات، متکی بر قدرت بیپایان خداوند است و قدرت او نیز نامحدود و کار آن جن از نوع اول بوده است.
2ـ آن فرد دوم در اغلب تفاسیر «آصف بن برخیا» معرفی شده است که فردی صالح و با ایمان بوده و براساس حدیثی احتمالاً وصی حضرت سلیمان(ع) بوده است. به طوری که برخلاف عفریت جن، او قدرت خود را محدود به زمان نکرده و حد زمانی آن را به کوتاهترین شکل؛ یعنی چشم بر هم زدن بیان میکند و بسیاری از مفسران گفتهاند: این مرد از اسم اعظم الهی با خبر بوده است؛ همان نام بزرگی که همه چیز در برابر آن خاضع میگردد و به انسان قدرت فوقالعاده میبخشد و مسلم است که حضرت سلیمان از چنین کاری که معرفی یک مرد صالح است حمایت میکنند، نه از کار عفریتی که ممکن است کوته نظران را به اشتباه بیفکند و آن را دلیل بر پاکی او بگیرند.
3ـ درباره کسی که تخت ملکه سبا را در کمترین مدت نزد حضرت سلیمان(ع) آورد به عنوان «من عنده علم الکتاب» (کسی که بخشی از علم کتاب را دارا بود) تعبیر شده است، در حالی که در سوره رعد آیه 43 در مورد پیامبران و گواهان بر حقانیت ایشان چنین آمده است «قل کفی با... شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» (بگو کافی است برای گواهی میان من و شما خداوند و کسی که در نزد او علم کتاب است) در حدیثی از ابوسعید خدری از پیامبر(ص) چنین آمده است که ایشان می فرمایند: «الذی عنده علم من الکتاب» من از معنی آیه از محضر مبارک ایشان سؤال کردم، فرمودند: او وصی برادرم سلیمان بن داوود بود، عرض کردم «و من عنده علم الکتاب» از چه کسی سخن میگوید فرمودند: «ذلک اخی علی بن ابیطالب؛ او برادرم علی بن ابی طالب است». توجه به این نکته و روایت پیامبر اکرم(ص) تفاوت فاحش میان شخصی هم چون «آصف» را با مقام والای امیرمؤمنان مشخص میسازد هر چند که از هر دو ایشان کاری خرق عادت سر میزند و از هر دو به معجزه یا کرامات یاد میشود اما چنین افراد پاک و صالح و مؤمن شاگردان مکتب پیامبران(ص) و ائمه معصومین(ع) هستند.
4ـ در روایات بسیاری میخوانیم که اسم اعظم الهی، هفتاد و سه حرف است که یک حرف آن نزد «آصف بن برخیا» بود و چنان کاری از ایشان سر زد، حال آنکه نزد رسول اکرم(ص) و امامان اهل بیت علیهم السلام هفتاد و دو حرف است و یک حرف آن مختص به ذات پاک خداوند است. ذکر این نکته نیز لازم است که آگاهی بر اسم اعظم بر خلاف آنچه بسیاری تصور میکنند مفهومش این نیست که انسان کلمهای را بگوید و آن هم اثر عجیب و بزرگ داشته باشد؛ بلکه منظور تخلق به آن اسم و وصف است؛ یعنی آن نام الهی را در درون جان خود پیاده کند و آن چنان از نظر آگاهی و اخلاق و تقوا و ایمان تکامل یابد که خود مظهری از آن اسم شود. این تکامل معنوی و روحانی که پرتوی از آن اسم اعظم الهی است، قدرت بر چنین خرق عاداتی را در انسان ایجاد میکند.
ـ بر مبنای آنچه گفته شد ممکن است برخی از همین افراد با ایمان و متقی که در همه روزگاران نمونههایی از آنها را داشتهایم صاحب کراماتی بوده باشند و از آنان کارهای خرق عادت و معجزه مانندی هم چون، شفای بیماران صورت پذیرد اما چنانکه گفتیم و براساس نکاتی که از تفسیر آیات فوق روشن شد، آنها شاگردان مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند و خود نیز هرگز داعیه چنین اعمالی را نداشتهاند هر چند که آوردن شخصیتی مانند، عفریتی از جن در کنار افراد صالح در حقیقت هشداری برای ماست که مبادا در اثر مشاهده چنین رفتاری از برخی افراد ناپاک و سودجو از راه حقیقت منحرف شویم. در انتها نیز متذکر میشویم که دلایلی را که برای اثبات داشتن معجزه و شفا دادن برای پیامبران و امامان و آنکه این اعمال همگی به اذن خداوند متعال است عیناً و البته در سطحی پایینتر برای بروز کرامات و خرق عادات از اولیای الهی و پرهیزکاران و افراد صالح صادق است.
منبع: تفسیر نمونه، ج 15، ص 476-466.