حسین پاکدل:
دو خدمت ناخواسته نخودمغزان بلاتکلیف به ایران
یزدفردا؛ ساکنان زمین و آسمان در آینده بسیار خواهند گفت، فرزندان دلاور این سرزمین سپر شدند و با دفاعی جانانه و بیمانند، دشمنان را پس رانده...
حسین پاکدل: ساکنان زمین و آسمان و دیگر سیّارات، در آینده بسیار خواهند گفت و شنید و دید و خواند که: زمانی دور، دو قدرتِ نظامیِ خونریز- امریکا و نطفه شومِ آزمایشگاهیاش اسرائیل- با توسل به بهانههای واهی، به قصد تصاحبِ یکهفتهایِ هر چه بود، با تمام قوا به سرزمینِ کهن ایران حمله بردند. تا توان و امکانات داشتند زدند، کشتند و ویران کردند. حتی به خیل کودکانِ دبستانی و بیمارستانها و بیماران بستری و... رحم نکردند. ولیکن، فرزندان دلاور آن سرزمین سپر شدند و با دفاعی جانانه و بیمانند، آنها را پس رانده، در انظارِ جهان خوار و خفیف و روسیاه کردند.
از پیش و پس، جماعتِ قلیلِ تاجپرست، با شعار دروغینِ نجاتِ وطن، برای نابودی همین وطن، درخواست دخالت نظامی از آن دو قُلدُرِ کردند. بعد از تجاوز دشمنان، ضمن ترغیب و تشویقِ متجاوزان به تخریب و کشتارِ بیشتر، دمبهدم به درد و رنج مردمِ وطن افزودند. تا آنجا که هر تحقیر و توهین به تمدن و فرهنگ ایران و ایرانی را بهعمد نشنیدند. محض نابودیِ کامل وطن، بمب اتم طلب کردند. در پسِ هر بمب و انفجار رقصها کردند. چهها و چهها که نکردند. وقت فاجعه، با هر تخریب و ترور، شاخهگلها بود که تقدیم سفارتخانههای متجاوزان کردند. چون عقل عادیِ بشر در درکِ این معادله واماند، راهِ فهم را از فلاسفه پرسیدند، جواب، حیرت بود.
عاقبت طلبِ نظر از هوش مصنوعی کردند، جواب آمد:
«جمله درندهگان همینگونه میدرند.»
از تاریخ یاری گرفتند، نوشت: «وحوشِ حریصِ قدرت، پیروِ بیچونِ پیشآهنگِ گلهاند.»
وقتی آن تاجخواهِ تختپرست، حقیرانه مدام در پی دستوپابوسی و جلبِنظرِ جانیانِ جهان باشد، پیروانِ حقیرش باید که تاج گل به گردنِ هر جانی بیندازند. این نازپرورده و گروهکِ آنارشیستِ همراهش، با تمام عیوب، این حُسنِ ذاتی را دارند که تمام و کمال همیناند که هستند. تکلیفشان روشن است. نه بلدند و نه میتوانند حتی به شکل نمایشی در قامتِ موجوداتی شریف، مؤدب، معقول، راستگو، وطنپرست و ایرانی ظاهر شوند.
از آنجا که تنها سلاحشان شلیک ناسزا، تهدید، تهمت و توجیه است، بعد از برچیدهشدن بساط جنگ و برطرف شدن تحریمها و گرفتن غرامتها، شروع بازسازی و رفتن به سمت توسعه بیشتر، این توده بدخیمِ قابل پیشبینی، با افتخار خواهند گفت: حالا دیدید، اگر ما خواهان و مشوقِ جنگ نبودیم این پیشرفتها حاصل نمیشد!