... سعید حسینی...

چندی است که در شبکه های اجتماعی از سخنان طوفانی منتقد یزدی "شوق" یا ملقب به توفان می شنویم که در آن حتما بویی از غذا و رستوران و قلیان به چشم می خورد.
راستی چرا این منتقد یزدی که طی چندین سال گذشته زمین و زمان را بهم بافته و از رئیس جمهور و وزیر مملکت گرفته تا مدیرکل و آبدارچی فلان اداره زیر مشت و لگد کنایه ها و حرف های نیش دار خود نواخته است، امروز خود نمی تواند از زیر بوی غذا و به گفته خودش دود قلیان کافه رستوران روبروی منزل خود بلند شود و دائم فقط شعار می دهد والا خنجر می خواند ولی اتفاق خوبی برایش نمی افتد.
این دفعه خیاط در کوزه افتاده، بله ایشان که طی این سال ها بجای هدف قراردادن آسیب های اجتماعی و نقص در اجرای قوانین بیشتر روی افراد زوم می نمود و فکرش این بود که می شود وقتی یکی را ساکت کرد یا چوب حراج به آبرویش زد دیگر لازم نیست دنبال مسبب گشت یا کاری کرد که از پایه یا اصل موضوع حل شود و چه بسیار ایشان مطالبی را راجب اشخاص منتشر نمودند که پس از چند روز از وبلاگ ایشان حذف شد، چون حتما آن شخص با ایشان صحبت نموده اند و گفته است که در فلان جریان بی تقصیر است و چون قبل از انتشار مطالب تحقیق جامع و کاملی صورت نگرفته بوده است و حال خود آن فرد مراجعه کرده است به قاضی توفانی خود، پس می شود یک طرفه هم او را تبرئه کرد.
بگذریم که حکایت در یزد، شهر قنات و قنوت و قناعت زیاد است ولی قطعا اگر در این شهر قانون جدی گرفته شود و هر مسئول در هر اداره و ارگانی سعی کند به وظیفه ذاتی و سازمانی و قانونی خود عمل کند قطعا شهر یزد آینده بهتری خواهد داشت و دوباره می شود "یزدقدیم" جایی که در آن آبروی مردم مهم بود . راستی و درستی یزدی ها زبانزد کل مملکت ایران بود و مدیران یزدی هر کجا می رفتند به دست پاکی و حسن مدیریت شهره بودند ،فضای یزد آرامش خاصی داشت ، دزدی در آن بسیار کم بود و کودک خیابانی نمی دیدی و کل شهر 2 تا 3  به ظاهر گدا داشت، آن هم گدا نبودند بلکه یکی از آنها جگر و سیرابی می فروخت بنام "آقا تماته بادمجون" و یکی دیگر هم خدا رحمتش کند "فضل الله" بود که بعضی وقت ها حرف هایی می زد از صد تا عاقل عاقلانه تر، که مردم آنها را دوست داشتند و خود به ایشان پول می دادند ولی آلان سر چهارراه پژوهش، تعاون ، فاطمیه و ... که می روی باید شیشه ماشین را بالا کنی و قفل درب ها را چک کنی چون چهار پنج نفر می ریزند سر ماشینت که "گل بخر عزیز" بقیه مسائل در پاساژها و مجتمع های تجاری بماند که اگر خواستی با مهمان های غیر یزدیت بروی برای خرید یا گشت و گذار، اگر فروشنده ای با "تو تو" و با اصطلاحات غیر متعارف با شما صحبت نمود باید کلی خجالت بکشی چه برسد به اینکه خواسته باشی در بافت تاریخی شهر دم غروب قدم بزنی، البته اگر جرأت کردی خوبست!!.
از اینها بگذریم و زیاد سیاه نمایی نکنیم ، انصافا راهنمایی و رانندگی شهر مدتی است خیلی خوب عمل می کند و پرسنل آن بسیار وظیفه شناسانه به قانون عمل می کنند ، حتی یکماه قبل در یکی از میادین شهر و در هوای بارانی اتومبیل من را بدلیل نقص در یکی از لامپ های چراغ آن جریمه نمودند، که در هوای سرد و بارانی وظیفه شناسی آن درجه دار برایم خیلی جالب بود و با وجودی که جریمه شده بودم جای خوشحالی داشت که اینقدر دت و پشتکار دارند و در مسیر یزد – تفت هم مرتبآ حضور پلیس راه مطلوب و عالی است. رعایت کمربند ایمنی که بسیار خوبست، هر چند عده ای که می خواهند در شهر تند بروند و بی قانونی کنند ناراحت هستند ولی رعایت قوانین و عدم مماشات رئیس راهنمایی و رانندگی یزد می تواند الگویی باشد برای بقیه مدیران چرا که ایشان حتما با خود و خدای خود پیمان بسته است که به وظیفه خود تا آن موقع که در این پست و جایگاه  می باشد عمل کند.
راستی خوبست که رئیس اتاق اصناف یزد هم به وظیفه خود عمل کند و مشکلات طوفانی "توفان" شهر ما را حل کند.

 

 



  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا