زمان : 12 Shahrivar 1386 - 15:59
شناسه : 7353
بازدید : 2179
كلنگ خوشبخت ناراضي كلنگ خوشبخت ناراضي

طنز اجتماعي

كلنگ خوشبخت ناراضي

محمد حسن كهدنارويي


mhkahdnaroei@yahoo.com



آنچه كه رشد و پيشرفت جامعه را باعث مي شود ،همت ،تلاش و پشتكار اعضاي يك جامعه به ويژه مسؤلين آن جامعه است كه با درايت خود مي توانند ضمن مديريت خود ،انسجام و هماهنگي لازم را براي آباداني و توسعه اين مرزو بوم به وجود آورند و با جديت در اين مسير گام بردارند.
اما در اين ميان عليرغم وجود منابع و امكانات لازم به دليل مسائل سليقه اي و يا شخصي و خدايي ناكرده غرض ورزي، بسياري از پروژه هاي عمراني و شهري از زماني كه كلنگ آن به زمين زده مي شود تا موقعي كه به بهره برداري برسد و قابل استفاده گردد،زمان بسيار زيادي طول مي كشد كه نه توجيه اقتصادي دارد و نه توجيه مديريتي .لذا بر آن شديم تا پاي سخن كلنگي بنشينيم كه از دست برخي گله مند و نالان است .
من يك كلنگ خوشبختم.كلنگ لوكس و تر و تميزي كه از ابتداي تولد تا بحال ،سالي سه چهار بار تيغه نازنينش با سختي زمين آشنا گرديده .من بر عكس همه هم جنسها و خويشاوندانم ،كه آشناي هميشگي شان دستهاي پر خاك و گل و پينه بسته كارگران است ،جز دستان لطيف و كرم خورده بزرگان را احساس
نكرده ام ! سالي به ماهي با عزت و احترام از بايگاني اجناس شيك بيرون مي آيم .با وسواس و دنگ و فنگ و زير نظر چندين متخصص از مزونهاي مد سازمان، سراسر ،روبان پهن مي پوشم و پاپيون زده و مجلسي! بعد از صلاحديد جميع عشاق مشاركت در امر كلنگ زني در صندلي عقب پاترول چهار در جلوس مي كنم .
پس تا اينجا اذعان مي نماييد كه بنده واقعا خوشبختم .
پس از طي مسير كه چون برق و باد مي گذرد ،يكهو در يك بيابان برهوت از مركب تيز رو فرود مي آيم .دستهاي مشتاق جلوي دوربينها با كلي ((مواظب باشيد ))و ((مبادا خراب شود ))تا جايگاه كلنگ زني حملم مي كنند.بعد يك آدمي كه حتما آدم مهمي است ،نطق قرايي در خصوص سازندگي و بالندگي و بارندگي
مي خواند و من مي فهمم كه چقدر وجودم براي اين همه رشد و تحول ضروري است و اگر نباشم ،نمي دانم همه اين آقايان بايد توي اين برهوت بدنبال چه بگردند؟
بعد از اين فهم عميق كه كلنگ چقدر براي حيات اين گردان كلنگ زني مهم است و اصلا اصل كار كلنگ است ،همان آدم مهم با لب پر خنده و با احتياط زائدالوصف يكي دو بار تيغه گران سنگم را بر زمين مي كوبد و تمام.
حالا اين كوبيدن براي چه بود ،ا..... اعلم .
ما كه فقط تا همين جا رفته ايم و باقي اش را نديده ايم .بهر حال اميد وارم يك روز كلنگ كار گري كه بدنبال اين عمل( و عملهاي مشابه) ذي قيمت بنده ،ساختماني و عمارتي را به ياري تيغه خويش صفايي داده ،به آرشيو ما بخورد و بدانم عاقبت از اين كار شيك ما ،خلايق راضي هستند يا برويم و كشكمان را بسابيم.

پايان

يزدفردا