بنياد افشار در يك نگاه
ميراث فردوسي زمان
ماندانا خرم
بنياد موقوفات شادروان دكتر محمود افشاريزدي را ميتوان يكي از كهنترين و تاثيرگذارترين بنيادهاي فرهنگي تاريخ معاصر ايران دانست. اين بنياد در سال 1337 توسط زندهياد دكتر محمود افشاريزدي دانشمند، دولتمرد، روزنامهنگار، نويسنده و شاعر ايراني براي انجام كارهاي نيكو در امور فرهنگ و بهداشت برپا شد. محمود افشار در سال 1272 در شهر يزد چشم به جهان گشود. از همان آغاز نوجواني در كشورهاي هند و سوئيس به تحصيل مقدمات علوم جديد، زبان انگليسي، حقوق و علوم سياسي پرداخت و سرانجام در جواني موفق به كسب مدرك دكترا در رشته حقوق سياسي از دانشكده علوم سياسي لوزان شد. دوران تحصيل وي در كشور سوئيس برابر بود با انعقاد قرارداد 1919. به همين خاطر او شروع به نوشتن مقالاتي در ارتباط با حفظ حقوق ايران در نشريات كشور سوئيس كرد. مقالات شديداللحن او موجب شد براي مدتي از سوي دولت انگليس به كشور هند ممنوعالسفر شود. در سال 1300 به ايران بازگشت و مدتي به عنوان روزنامهنگار و چندي به عنوان دبير مدارس عالي علوم سياسي، دارالفنون و نظام سرگرم خدمت شد. در سال 1304 اقدام به تاسيس و سرپرستي مدرسه تجارت كرد و در همان سال مجله «آينده» را كه از جمله مجلات مهم و مفيد تاريخ مطبوعات ايران است، منتشر كرد. از سال 1305 تا 1325 در سمتهاي گوناگون در وزارت دادگستري و فرهنگ مشغول به خدمت شد. وي در سال 1325 ترك دنياي سياست كرد و سفرهايي را به دور دنيا آغاز كرد. علاقه و عشق او نسبت به تاريخ، زبان، فرهنگ و آينده سرزمين خويش باعث شد در خلال سالهاي 1337 و 1341 كليه اموال و دارايي هاي خويش را مشتمل بر 32 سند در پنج نوبت وقف عام كند و براي اينكه اهدافي كه در پي آن بود به درستي اجرا شود، بنياد موقوفات دكتر محمود افشار را در 27 اسفند 1337 تاسيس كرد.
اين پنج وقفنامه
بر اساس وقفنامه اول دكتر افشاريزدي كه در تاريخ 11 ديماه 1337 توسط شخص او تنظيم شد، 19 سند از داراييهاي او كه شامل 12 سند از املاكش در منطقه باغ فردوس شميران، يك سند در خيابان حسنآباد تهران، سه سند در شهرري و سه سند در استان يزد بود، براي ايجاد آكادمي ملي زبان، كتابخانه و قرائتخانه، مدرسه عالي علوم اجتماعي، كودكستان و بهبودستان در نظر گرفته شد. همچنين مقرر شد در كنار اين بناها، گورستاني هم به منظور دفن افراد فرهيخته، دانشمند و فرهنگي كه هر يك خدمتي را به كشور خويش كردهاند، احداث شود. وقفنامه دوم او نيز در تاريخ 9 بهمن 1337 توسط شخص او تنظيم شد. بر اساس اين وقفنامه، واقف پنج سند ديگر از داراييهاي خويش، شامل دو سند در شهرري و سه سند در دره قشلاق واقع در خيابان آفريقا (جردن) را به منظور ايجاد مدرسه نمونه وقف عام كرد. در تاريخ 21 تير 1338 وقفنامه سوم تنظيم شد كه بر اساس آن سه سند ديگر از اموال او در منطقه شميران و شهر يزد به منظور اجراي كارهاي فرهنگي وقف عام شد. سپس وقفنامه چهارم را در تاريخ 16 خرداد 1340 تنظيم كرد كه بر اساس آن نيز سه سند از داراييهايش در شهرري وقف شد. دو سند ديگر هم بر اساس وقفنامه پنجم كه در تاريخ 27 تير توسط واقف تنظيم شد، وقف عام شد. بر اساس آنچه شادروان دكتر محمود افشاريزدي در وقفنامه خويش به آن اشاره كرده است، سرپرستي امور بنياد تا زمان زنده بودن واقف با شخص وي بوده و هيچ كس حق دخالت ندارد و پس از درگذشت او با شوراي توليت متشكل از 11 عضو خواهد بود. تركيب شوراي توليت بنياد افشار به اين شرح است: 1- رئيس مجلس 2- رئيس ديوان عالي كشور 3- وزير آموزش و پرورش 4- وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 5- رئيس دانشگاه تهران يا معاونان اول هر يك از پنج مقام و همچنين تعدادي از دوستان و اقوام او كه عبارتند از: 1- دكتر سيدمصطفي محققداماد (رئيس شورا) 2- دكتر عليمحمد مير 3- دكتر شفيعيكدكني 4- دكتر مهربانو افشار (دبير شورا) 5.- ايرج افشار(بازرس و سرپرست) 6- دكتر ساسان افشار(سرپرست).
سلوك افشار
شادروان دكتر محمود افشاريزدي در طول زندگي خويش فردي روشنگر، خوشفكر، نيكوكار و مردمدوست بود. به عقيده او سعادت، خوشبختي و دموكراسي كه مردم جامعه به دنبال آن ميگردند هرگز بدون توجه به سعادت جامعه به دست نخواهد آمد. همچنين وي شيفته زبان فارسي بود و گسترش زبان فارسي را به منظور دستيابي به وحدت ملي، اصليترين هدف اين بنياد ميدانست. توجه او به نسل آينده و همگاني كردن سواد يكي ديگر از نيات و اهدافش براي تاسيس اين بنياد بود. به عقيده وي بسياري از بدبختيها از ناداني سرچشمه ميگيرد. پس بايد كوشيد سواد را همگاني كرد تا هر فرد در وقت آزاد خود هر اندازه كه ميتواند، كتاب بخواند. در جايي ديگر از وقفنامه خويش اينچنين نوشته شده است: «به نظر من اكنون و شايد هم هميشه نياز ملت و كشور ما بيش از هر چيز به يگانگي بهداشت و فرهنگ ميباشد.» از اين جمله به روشني ميتوان دريافت توجه به بهداشت يكي ديگر از اهداف او بوده است و اين بنياد به منظور اجراي فعاليتهاي فرهنگي و بهداشتي وقف عام شده است.
پس از سالها هنوز تكليف برخي موقوفات دكتر محمود افشار روشن نيست
وصاياي افشار
شادروان دكتر محمود افشار براي به اجرا درآوردن نيات و اهداف خويش برنامههاي جامعي را تدوين كرد و به تشريح آن در وقفنامه خويش پرداخت. اين برنامهها را امروز پس از گذشت چند دهه و بر اساس اجرايي شدن آنها ميتوان به سه دسته تقسيم كرد.
1- دستهاي از برنامهها كه بر اساس رهنمودهاي واقف به طور كامل اجرايي شده است.
2- دستهاي از برنامهها كه به آن اشاره و حتي چگونگي اجراي آن تشريح شده، اما بنا به دلايلي اجرا نشده است.
3- دستهاي از برنامهها كه به آن اشاره شده، اما آنگونه كه واقف خواسته به انجام نرسيده است.
يك گام به پيش
در ارتباط با گروه اول ميتوان به فعاليتهاي فرهنگي اين بنياد در جهت گسترش زبان فارسي و شناخت فرهنگ و تاريخ سرزمين ايران اشاره كرد. شادروان دكتر محمود افشاريزدي در زمان زندگي خويش توجه بسياري به تاريخ، زبان و فرهنگ مردم سرزمين خويش داشت. او با وجود ارزش و احترامي كه براي تمامي اقوام ايراني، زبان و فرهنگشان قائل بود، اما اعتقاد داشت براي حفظ يكپارچگي، ايجاد و استحكام وحدت ملي بايد در راه شناخت و گسترش زبان فارسي كوشيد اقوام ايراني زبان فارسي را در كنار زبان قوم خويش استفاده كنند. اين كار نهتنها باعث وحدت ملي ميشود، بلكه دست بيگانگان را براي ايجاد چنددستگي در ميان مردم ايران كوتاه ميكند. بر اين اساس وي بخشي از اموال خويش را در محله باغفردوس شميران براي ساخت موسسه انتشارات و كتابخانه وقف عام كرد.
1- ترجمه، تاليف و انتشار كتب و رسالات از سوي بنياد موقوفات شادروان دكتر محمود افشاريزدي: بنا بر آنچه واقف در وقفنامه خويش به آن اشاره كرده است، تنها كتب مرتبط با زبان فارسي، تاريخ صحيح، فرهنگ و جغرافياي تاريخي، حق ترجمه، تاليف و انتشار از سوي اين موسسه را دارند و كتب داستاني، رمان و... حق انتشار از سوي اين مركز را ندارند. اين كتب به منظور استفاده پژوهشگران ترجمه، تاليف و منتشر ميشود و در دسترس آنان قرار ميگيرد. تاكنون 102 كتاب از سوي اين مركز منتشر شده است (كتب تجديد چاپ شده از اين آمار خارج است) كه گنجينه نفيسي است، به خصوص در ارتباط با تاريخ شفاهي ايران، يعني حوزهاي از علم تاريخ كه مورد بيتوجهي قرار گرفته است.
2- كتابخانه تخصصي بنياد شادروان دكتر محمود افشاريزدي: شادروان دكتر محمود افشاريزدي در بخشي از وقفنامه خويش اشاره به ساخت كتابخانهاي تخصصي كرده است كه در آن انواع كتب و رسالات درباره زبان، تاريخ و فرهنگ ايران به كليه زبانهاي دنيا در دسترس پژوهشگران و دانشمندان و ايرانشناسان به منظور تحقيق و تاليف كتب و رسالات جديد باشد. در حال حاضر اين كتابخانه در بخشي از موقوفات او در باغ فردوس شميران است. اين كتابخانه گنجينهاي نفيس از آثار مرتبط با تاريخ فرهنگ و زبان پارسي محسوب ميشود.
3- اهداي كتاب به كتابخانههاي بزرگ جهان: يكي ديگر از برنامههاي در نظر گرفتهشده توسط شخص واقف، اهداي كتاب به كتابخانههاي بزرگ جهان و دانشمندان ايرانشناس است. اين كار باعث آشنايي ساير ملل با زبان تاريخ و فرهنگ مردم ايران ميشود.
4- اهداي جوايز نفيس ساليانه به دانشمندان ايرانشناس در سراسر جهان به منظور تشويق و قدرداني: اهداي جوايز نفيس ساليانه به منظور قدرداني از دانشمندان ايرانشناس يكي ديگر از برنامههايي است كه شادروان دكتر محمود افشاريزدي به آن اشاره كرده است. اين جايزه در سال 1368 بنيان گذاشته شد و تاكنون به 18 چهره، 11 دانشمند غيرايراني و هفت محقق ايراني اهدا شده است. جوايز شامل يك تخته قاليچه دستباف نايين كه نشان بنياد بر روي آن نقش بسته شده به همراه يك تقديرنامه و مجموعه آثار انتشارات بنياد افشار است.
5- انتشار مجله آينده: مجله آينده در سال 1304 توسط شادروان دكتر محمود افشار منتشر شد. پس از دو سال چاپ آن متوقف و در سال 1323 مجدداً چاپ شد. سپس از چاپ باز ايستاد و بار آخر از سال 1358 تا 1372 توسط دكتر ايرج افشاريزدي فرزند ارشد دكتر محمود افشاريزدي چاپ شد. بهرغم انتشار نامنظم، اين نشريه يكي از مهمترين نشريات ايران بوده است. شادروان محمود افشاريزدي در بخشي از وقفنامه خويش تاكيد بر چاپ اين نشريه كرده است و به عقيده وي اين نشريه حتي از كتاب تاثيرگذارتر است. اين نشريه تا سال 1372 چاپ و پس از آن براي هميشه انتشارش متوقف شد.
موقوفات در تعليق
شادروان دكتر محمود افشاريزدي علاوه بر رشد و گسترش زبان فارسي به موضوع بهداشت و سلامت جامعه نيز توجه نشان ميداد و به اين منظور بخشي از اموال و دارايي خويش را در منطقه باغ فردوس شميران براي ساخت بهبودستان و كودكستاني وقف كرد، گرچه اين دو خواسته هنوز اجرا نشده است.
1- بهبودستان: بنا بر نظر او توجه به بهداشت جامعه يكي از موارد مهم و اساسي است، زيرا جامعهاي كه افراد آن از جهت رواني سالم نيستند هرگز موفق نخواهد بود. به همين منظور او در بخشي از وقفنامه خويش اشاره به ساخت مكاني در منطقه باغ فردوس كه منطقهاي خوشآب و هوا در زمان زندگياش بود، كرده است. اين مركز رايگان نيست و تنها براي استفاده افراد فرهنگي، سياستمدار و كساني كه داراي پستهاي كليدي هستند، در نظر گرفته شده است. در اين مركز بايد به ساعت استراحت، ورزش و رژيم غذايي افراد توجه شود.
2- كودكستان شبانهروزي: همچنين او در بخش ديگري از وقفنامه خويش به ساخت كودكستاني شبانهروزي به منظور تربيت و پرورش كودكان، به خصوص كودكان شهرستاني در محله باغ فردوس، اشاره كرده است. به عقيده شادروان دكتر محمود افشاريزدي بسياري از خانوادههاي ايراني راه و رسم تربيت و پرورش كودكان را بلد نيستند و نميدانند. به همين جهت بهتر است مركزي را براي رشد كودكان تاسيس كرد تا كودكان در اين مراكز بتوانند با روش صحيح تربيت شوند و آموزش ببينند. طبق نظر وي اين مراكز بايد كليه تجهيزات ورزشي و بازي روز را دارا باشند تا كودكان در آن بتوانند ضمن بازي، ورزش و سرگرمي، آموزشهاي لازم بهخصوص آموزش زبان فارسي را ببينند. بهرغم تاكيد واقف براي اجرايي شدن اين دو برنامه، اما تاكنون چنين نشده و شوراي توليت در پي راهكارهايي براي اجرايي شدن اين دو مورد است. يكي از دلايل عدم اجراي اين برنامهها، تخريب طبيعت بكر و دستنخورده محله شميران است. در زمان زندگي واقف، شميران مكاني خوشآب و هوا بوده است، اما در سالهاي گذشته طبيعت اين منطقه تخريب و دچار آلودگي شده است. شوراي توليت در پي اخذ مجوزهايي براي ساخت بهبودستان و كودكستان است.
3- گورستان: دكتر محمود افشاريزدي مقداري از املاك و مستغلات خويش را در شهرري براي ساخت گورستان و خانه آخرت فرهنگيان و هنرمندان اختصاص داد، اما اين امر هم به خاطر مخالفت سازمان محيط زيست و شهرداري و هم به دليل احداث قطعه هنرمندان در بهشت زهرا اجرايي نشد. به جز موارد فوق شادروان دكتر محمود افشار وصاياي ديگري نيز داشت كه هرگز اجرايي نشد، نظير ايجاد مدارس نمونه و عالي در تهران و يزد. او بخشي از دارايي خويش را در خيابان آفريقاي تهران براي ساخت مدرسهاي عالي با كليه امكانات آموزشي وقف كرد، اما بنا بر قوانين آموزش و پرورش، كليه مدارس بايد در چارچوب نظام آموزشي ايران تاسيس شوند و فعاليت مدارسي با سيستمي جدا امكانپذير نيست. به همين خاطر بخشي از املاك او در حال حاضر به صورت مدرسه دولتي دكتر محمود افشار و بخش ديگري براي ساخت مجموعه ورزشي در اختيار دانشگاه اميركبير قرار گرفته است. واقف بخشي از املاك خويش در يزد را نيز براي ساخت دبستاني پسرانه به نام برادر خويش وقف كرد، اما به دليل مشكلات قانونياي كه براي سند وجود داشت، اين خواسته اجرا نشد. امروز با پيگيريهاي شوراي توليت قرار به ساخت مدرسه فني حرفهاي در آن مكان شده است كه در آينده نزديك اين امر محقق ميشود.
چند موقوفه ديگر
شادروان دكتر محمود افشاريزدي در سال 1352 بخشي از دارايي خويش در باغ فردوس را با شرايط معيني به دانشگاه تهران سپرد تا آن بخش از فعاليتهاي موسسه لغتنامه دهخدا و موسسه باستانشناسي را كه با برنامههاي دانشگاه همخواني دارد، مديريت كند. در حال حاضر آكادمي زبان با همكاري دانشگاه تهران و در قالب موسسه دهخدا و مركز بينالمللي آموزش زبان در حال انجام فعاليت خود است. همچنين موسسه باستانشناسي نيز كه موضوع فعاليت آن پژوهش و چاپ كتب و مجلات تخصصي اين رشته است، كماكان به كار خود ادامه ميدهد. بخشي از اموال دكتر افشار در شهرري توسط سازمان اوقاف در سال 1352 به شركت پالايش ملي فروخته شد، اما با پيگيريهاي شوراي توليت، سند فروش آن ملغي شد و در حال حاضر از سوي بنياد موقوفات شادروان دكتر محمود افشار به اجاره شركت ملي گاز ايران درآمده است. بخشي ديگر از زمينهاي مزروعي واقف در شهرري كه در اجاره زارعان صاحب نسق بود، طبق قانون شوراي اسلامي به مالكيت بنياد موقوفات بازگشته و در حال حاضر شهرك فرهنگيان فاطميه به منظور استفاده فرهنگيان در آن مكان داير است. بنا بر نظر شوراي توليت، بخشي از اموال دكتر افشار در باغ فردوس براي ساخت موزهاي در ارتباط با فرهنگ تاريخ ايران در نظر گرفته شده كه در آينده افتتاح خواهد شد.
منابع مالي بنياد افشار
از آنجا كه اين بنياد براي ادامه بقاي خود نيازمند منابع درآمدزاست، واقف براي اين منظور چارهاي انديشيده. طبق وقفنامه، هزينه اين بنياد از راههاي زير تامين ميشود:
1- چاپ كتاب
2- اجاره برخي از املاك نظير مغازهها در خيابان باغ فردوس و اجاره شركت ملي گاز
شادروان دكتر محمود افشار از انجام اين كار خير هدف ديگري هم داشت و آن تشويق ساير افراد جامعه به انجام كار خير است. به عقيده او هر كس در برابر وطن و همكيشان خويش ديني دارد كه بايد آن را ادا كند. اگر كسي مالي دارد با وقف مال و اگر نبوغي دارد با صرف نبوغ خويش بايد در راه آبادي كشور و جامعه خويش كوشا باشد. همچنين به عقيده او باقي گذاشتن ماديات بيش از حد براي وراث چيزي جز ويراني از خود به جا نخواهد گذاشت. زندهياد محمود افشار با وقف اموال و وقت خود در راه فرهنگ ايران حركتي بزرگ و ماندگار انجام داد. او پس از سالها خدمت در 28 آذر 1362 چشم از جهان فرو بست. اگرچه پيكرش در ميان ما نيست، اما با اعمال خيرش هميشه در ياد ما جاويد است. روحش شاد و راهش جاودان.
گفتوگو با آيتالله مصطفي محققداماد يادگار ماندگار از ماندانا خرم
آيتالله سيدمصطفي محققداماد استاد حقوق و فلسفه اسلامي ساليان طولاني است كه رياست شوراي توليت و هيات مديره بنياد موقوفات دكتر محمود افشار را برعهده دارد و بر فعاليتهاي گسترده آن نظارت ميكند. در اين سالها بنياد افشار اتفاقات زيادي را از سر گذرانده و پروژههاي فرهنگي آموزشي بسياري را به سرانجام رسانده است. در اين باره گفتوگويي كتبي با آيتالله محققداماد انجام دادهايم كه ميخوانيد.
---
- مهمترين و ماندگارترين اهداف دكتر محمود افشار در پي تاسيس بنياد موقوفات او چه بوده است؟
مهمترين هدف واقف، تاسيس يك موسسه انتشاراتي و اهداي جايزه به دانشمندان ايرانشناس از سراسر جهان بوده است. تاكنون 150 عنوان كتاب در زمينه زبان، تاريخ، فرهنگ و جغرافياي تاريخي ايران از سوي انتشارات بنياد موقوفات شادروان دكتر محمود افشار چاپ شده و 18 جايزه نيز به پاس قدرداني به 18 دانشمند نامي از سرتاسر جهان اهدا شده است. گذشته از اينها، همكاري با وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه تهران و دانشگاه اميركبير را ميشود به عنوان ماندگارترين فعاليتهاي اين بنياد دانست.
- در وقفنامه اشاره به ساخت و تاسيس برخي مراكز نظير بهبودستان، كودكستان، مدرسه علوم اجتماعي و... شده است در حالي كه ظاهراً اين مراكز تاسيس نشدهاند. دليل آن چه بوده و آيا در آينده امكان تاسيس اين مراكز وجود دارد يا خير؟
همه اين موارد در وقفنامههاي دكتر افشار پيشبيني شده است تا بنا بر احتياج، نسبت به تاسيس آنها با آييننامههاي خاص و كمكهاي مردمي و دولت اقدام شود؛ گرچه تاكنون چندين مدرسه و مجتمع آموزشي فرهنگي نيز با توجه به آنچه در وقفنامه آمده، ساخته شده است، نظير سه مدرسه در شهرري كه حاصل همكاري با وزارت آموزش و پرورش است يا يك مجتمع بزرگ آموزشي براي مقاطع تحصيلي دبستان، راهنمايي و دبيرستان در اراضي موقوفات دره قشلاق (خيابان آفريقا) كه به نام شادروان دكتر محمود افشار ثبت شده است. در همان دره قشلاق با همكاري دانشگاه اميركبير يك مجتمع فرهنگي رفاهي نيز براي اين دانشگاه ساخته شده است. به اينها اضافه كنيد يك مدرسه ديگر را در مجتمع فرهنگيان شهرري كه هماكنون در دست ساخت است. خود اين مجتمع با همكاري شركت تعاوني مسكن فرهنگيان ري براي اسكان حدود 750 خانوار فرهنگي احداث شده است، به انضمام يك مسجد در داخل مجتمع. به جز تهران، سالها پيش در بخش طرزجان يزد، مدرسهاي به نام شادروان محمد افشار (برادر واقف) تاسيس شد كه اهتمام واقف توسعه آن بوده است، اما با توجه به استدلال اداره آموزش و پرورش استان يزد مبني بر تعداد اندك دانشآموزان در آن محل و عدم نياز به هنرستان كه بنياد موقوفات بعدها پيشنهاد ساخت آن را ارائه داد، يك اردوگاه رفاهي آموزشي در آن محل تاسيس شد. همچنين با همكاري دانشگاه تهران يك مركز آموزش زبان فارسي براي دانشجويان خارجي و همين طور موسسههاي دهخدا و باستانشناسي در باغ فردوس تهران داير شد كه همچنان فعال هستند. لازم به ذكر است بخشي از اين فعاليتها از جمله همكاري با دانشگاه تهران در زمان زندگي شخص واقف آغاز شد كه تاكنون نيز ادامه يافته است.
-دليل واگذاري برخي از موقوفات دكتر افشار به دانشگاه تهران چه بوده است؟ آيا اداره اين بخشها تماماً بر عهده دانشگاه است يا شوراي توليت هم حق دخالت دارد؟
شادروان دكتر محمود افشار از روي دلسوزي بخشي از اموال خويش را با شرايط مشخص به دانشگاه تهران واگذار كرد. براي مثال ساختماني را مجاني در اختيار لغتنامه دهخدا گذاشت كه كمكي به آنها باشد، ولي از جايي كه آن قراردادها بر اساس تشخيص سازمان اوقاف بايد از سوي واقف به وكالت اجرا شود، با فوت واقف متولي، آن قراردادها نيز كانلميكن شد. گرچه قرارداد ديگري ميان دانشگاه و شوراي توليت منعقد شد كه ساختمان قديم لغتنامه دهخدا به ساختمان جديد تبديل شود، ولي در اجراي آن، دانشگاه تخلفاتي داشت، از جمله آنكه بيشتر از آن متراژي كه قرار بود، ساخت و ساز كردند.
- بخشي از موقوفات دكتر افشار در مباركآباد در اختيار پالايشگاه قرار گرفته است كه اين ظاهراً چيزي نبود كه او تمايل داشت. آيا در مقابل، دولت هيچ زمين يا بودجهاي در اختيار بنياد قرار داده است يا خير؟
در خصوص پالايشگاه تهران و ايستگاه تقليل فشار گاز كه در اين زمينها ساخته شده است، بايد بگويم سازمانهاي ذيربط اجارهبها و حقالارض ميپردازند و اين مبالغ نيز در راستاي اهداف واقف هزينه ميشود.
- شادروان دكتر محمود افشار در وقفنامه خويش بر چاپ مجله آينده تاكيد فراوان داشت. گرچه اين نشريه مدتي نيز چاپ شد اما اكنون سالهاست كه از آن خبري نيست. دليل آن چيست؟
امتياز مجله آينده هميشه شخصي بوده و واقف گفته است در صورتي كه كيفيت نشر آن مطابق با اهداف وقفنامه باشد، بنياد ميتواند با تشخيص شوراي توليت كمكي به آن كند. چون از سال 1358 مجله به صاحب امتيازي جناب آقاي دكتر ايرج افشار انتشار يافت و واقف نيز مندرجات آن را مطابق با اهداف وقفنامه يافت، كمكهايي به آن شد، مثلاً دفتري براي كارهاي مجله در نظر گرفته شد يا اينكه بنياد بخشي از هزينه انتشار مجله (100جلد در هر شماره) را بر عهده گرفت. جناب آقاي دكتر افشار در سال 1372 به مناسبت شغل، سن و اشتغالات ديگر و خستگي ناشي از كار مداومي كه مجله لازم داشت، مجله را تعطيل كرد.
-آيا بنياد كمكهاي دولتي دريافت ميكند و آيا در خارج از كشور هم فعاليتي دارد يا خير؟
بنياد مطلقاً كمك دولتي دريافت نميكند و در خارج از كشور هم هيچ فعاليتي ندارد.
- اگر ممكن است در خصوص فعاليتهاي آينده اين بنياد توضيح بفرماييد.
برنامههاي آينده اين بنياد بر اساس وقفنامه تنظيم ميشود كه در واقع در راستاي همان برنامههاي قبلي و گسترش آن است. گرچه در صورت لزوم، برنامههاي جديدي هم تعريف خواهيم كرد.
یزدفردا