تفکر الساعه افضل من عباده سبعين سنه
احمد ابراهیمی
یزدفردا :مقدمه :بدون شک همه هستی قابل برنامه ریزی و مدیریت میباشد. همه کائنات به این عظمت و شگفتی، چندان منطبق و ملتزم به قانون و نظم و حساب است که میتوان آنرا به بهترین وجه مدیریت نمود، "ای مومنان اگر بدانید".
موضوع :عادت کرده ایم بگوئیم "حادثه خبر نمی کند" و خود را راحت کنیم، بی مبالاتی های خود را بپوشانیم، ضعف مدیریت و ساده انگاری های خود را سرپوش نهیم و ... بگذریم.
برایمان مهم نیست کار ما، ساده انگاری ما، باری به هر جهت مدیریت نمودن ما، بی فکری و بی مبالاتی ما و ... چه عواقبی و برای چه کسانی میتواند داشته باشد... اسم خود را هم گذاشته ایم مدیر، مرد، بزرگتر، دانا، و حتی بعضا مسلما...
ادعایمان گوش فلک را کر کرده است که : ما بیشتر میفمیم، ما دکتر هستیم، ما مهندس هستیم، ما عالم هستیم، ما مدیر هستیم ...
بیچاره شدیم از بس شنیدیم : شما عوام هستید، شما بی فکر هستید، شما نمی دانید، در حد کشش فکر و شعور شما نیست، شما خیلی چیزها را نمی دانید، شما خیلی چیزها را نمی بینید...
و همواره بارکش نادانی ها، جهالتها، بی فکری ها ، سطحی اندیشی ها، ندانم کاری ها و خود سری های شما را ما داده ایم.
به این امید که شاید متنبه شوید.
ظریفی می گفت : اگر قرار بود اینها متنبه شوند خداوند علی العظیم 124000 (صدوبیست و چهار هزار) پیامبر نمی فرستاد تا آدم شوند...
در جهانی که خالق دانائی ها همه چیز را بر اساس قانون و عدل و نظم آفریده و سر رشته همه چیز را در اختیار انسان قرار داده است، اینگونه ساده اندیشی تنها مایه شرم ، افسوس، آه و ناله پنهان است و بس.
فقط با نگذاشتن سرپوشی بر سر حفره در حین کندن چاه ، فردی در آن سقوط نموده و ...
یا با نگذاشتن یک حفاظ دور استخر عمیق، فرزندی در آب افتاده و ...
یا ...
بعضی ها چنین فهمیده اند که که "عقل" نوعی امانت است که خداوند نزد ایشان سپرده است و باید "صحیح و سالم و بی کم و کاست" به او مسترد دارند. پس از آن مانند یک امانت نگهداری کرده و در تمام طول عمر حمال آن بوده تا روز قیامت دست نخورده به صاحب حقیقی آن باز پس بدهند.
نتیجه :
متاسفم ...
یزدفردا