راضیه حسینی: بیچاره مسئولان ما هم مدام مجبور هستند بین دو چیز، که یکی حتماً گرانی است، دست به انتخاب بزنند. واقعاً کارشان سخت است. یکبار بین گرانی و نبود دارو مجبور شدند گرانی را انتخاب کنند و حالا هم بین گرانی تخممرغ و ورشکستگی تولیدکننده مجبور شدند باز گرانی را انتخاب کنند.
مسئولان عزیز، چرا اینقدر به خودتان سخت میگیرید؟ چرا مدام خود را مجبور به انتخاب بین دو گزینه میکنید؟ وقتی در نهایت، گزینهی انتخابی «همون همیشگی» است، چرا باید به خودتان استرس بدهید؟
مخصوصاً حالا که به نقل از یک فعال کارگری: ««سبد معیشت» ۷۱ میلیون تومان شده است و کارگران برای خرید نان و تخممرغ هم مشکل دارند.»
میتوانید از این به بعد با خیال راحت بین هر گزینهای و گرانی، بدون مکث گرانی را بردارید و با وجدانی آسوده انتخابی معرکه کنید، چون میدانید درهرصورت کارگر و کارمند نمیتواند بخرد، پس چه فرقی میکند گران گرانتر شود؟ حالا که سبد معیشت طوری شده که کارگر در خرید نان شب هم مانده است و دیگر نمیداند چطور زندگی کند، میتوانید با خیال راحت هر چه دلتان خواست را گران کنید.
نگران نباشید. کسی اعتراض نمیکند. همه به دنبال یکلقمه نان آنقدر میدوند که نای دیدن خبر گرانیها و انتخاب شما را ندارند. اصلاً یادشان میرود چه چیزی چهقدر گران شده است و آخرین باری که میتوانستند بخرند کی بود؟ حتی یادشان میرود شما چه قولهایی داده بودید و خودشان چه آرزوهایی داشتند. دیگر حتی وقت نمیکنند به سبدشان نگاهی بیندازند و ببینند چهقدر خالیتر از قبل شده است.
خواهش میکنیم اصلاً تعارف نکنید. اگر خواستید میتوانید بین گرانی نان و هر چیز دیگر، باز هم گرانی را انتخاب کنید. بالاخره یکطوری میشود. آدمیزاد به همه چیز عادت میکند. چه کسی فکرش را میکرد یک روزی کارگر نتواند نان و تخممرغ را هم درستوحسابی و با خیال راحت بخرد؟ حتماً اگر چند سال پیش چنین چیزی گفته میشد همه میگفتند محال است، امکان ندارد. اصلاً کسی در این شرایط دوام نمیآورد؛ ولی دیدید که شد. خوب هم شد. همه هم دوام آوردند، شاید هم نیاوردند و گوشهای از شلوغیهای خبرهای گرانی تمام شدند. آب هم از آب تکان نخورد.