دانشجوی دانشگاه محقق اردبیلی بامداد پنجشنبه در اتاق خود در خوابگاه دانشگاه، آخرین بار از گوشی همراه خود استفاده کرد و در پیامکی از خانواده خود خداحافظی و طلب حلالیت خواست.
به گزارش ایرنا این دانشجو که در ترم دوم رشته مهندسی آب دانشکده فناوری های کشاورزی دانشگاه محقق اردبیلی تحصیل می کرد، پس از ارسال آخرین پیامک خود به خانواده اش از راه دور، چهار قرص برنج مصرف کرد و آرام آرام آماده خواب ابدی شد.
هنوز دوستان، خانواده و مسوولان دانشگاه علت خودکشی این دانشجوی جوان را نمی دانند .
یک مقام مسئوول در دانشگاه محقق اردبیلی گفت: این دانشجو ساعت سه و سی و شش دقیقه بامداد پس ار ارسال پیامکی به خانواده خود خودکشی کرده است.
وی افزود: متولیان خوابگاه در ساعت چهار و دو دقیقه بامداد از ماجرای خودکشی وی مطلع شده و بلافاصله وی را به بیمارستان امام خمینی اردبیل منتقل کرده اند.
او اظهار کرد: با وجود تلاش پرسنل بیمارستان و شستشوی معده این دانشجو، اجل به وی مهلت نداده و جوان دانشجو جان خود را از دست داد.
این دانشجو اهل شهرستان خلخال در جنوب استان اردبیل بوده است.
مقام های دانشگاه که از همان ابتدای حادثه پیگیر ماجرا بوده اند می گویند که موضوع را با دقت بررسی می کنند.
ماجرای شایعه خودکشی سه عضو خانواده در ایوان
مدیرکل پزشکی قانونی ایلام گفت: سه عضو خانواده در ایوان بر اثر گازگرفتی فوت کردهاند و هیچ یک از علایم خودکشی در آنان مشاهده نمیشود.
ساسان روندی درباره علت مرگ سه عضو یک خانواده در شهرستان ایوان اظهار کرد: طی چند روز گذشته 2 فرزند و پدر یک خانواده در شهرستان ایوان فوت میکنند و بعد از اعلام این موضوع بلافاصله پلیس و دیگر دستگاههای مربوطه در محل حادثه حضور یافته و بعد از انجام برخی اقدامات، اجساد را برای معاینه به پزشکی قانونی ایلام انتقال میدهند.
وی با بیان اینکه آزمایشها نشان داد که این سه نفر به دلیل مسمومیت گاز فوت شدهاند، افزود: این روزها در فضای مجازی شایعه شده است که این سه نفر با قرص برنج خودکشی کردهاند. پزشکی قانونی این موضوع را تکذیب کرده است.
روندی ادامه داد: گازگرفتی با وسیله چراغ نفتی "علاءالدین" صورت گرفته است و این نوع چراغها، تولید کننده گاز و دودزا هستند و علاوه بر این، عکسهایی که از اجساد این سه نفر گرفته شده، نشان میدهد که آنان کنار هم خواب بودهاند و به دلیل گازگرفتگی فوت میشوند.
مدیرکل پزشکی قانونی استان تصریح کرد: 2 فرزند این خانواده دو روز قبل از فوت تصادف کرده بودند و پای آنها دچار شکستگی و آسیب شده بود و حتی پرونده در پزشکی قانونی تشکیل شده است. شایعات خودکشی آنها با قرص برنج کذب محض است چرا که قرص برنج بسیار دردآور بوده و افراد به صورت منظم کنار هم خودکشی نمیکنند.
وی با بیان اینکه در صحنه فوت هیچ جلد قرص یا چیزی که نشان دهنده خودکشی باشد مشاهده نشده است، تاکید کرد: مردم به شایعات فضای مجازی توجه نکنند بلکه از طریق رسانههای معتبر جویای احوال و اوضاع باشند.
روندی درباره این شایعه با این مضمون که اعضای این خانواده به دلیل فقر مالی دست به خودکشی زدهاند، گفت: دو فرزند این خانواده چند روز قبل از فوت در حادثه تصادف آسیب دیده بودند و به همین دلیل دیه به آنان تعلق میگرفت لذا این شایعه نیز کذب است.
خودکشی نبود، گازگرفتگی بود
فرضیه خودکشی اعضای یک خانواده در شهرستان ایوان با اعلام علت مرگ آنها از سوی پزشکی قانونی تکذیب شد.
به گزارش فرهیختگان، برخی سایتها از خودکشی پدر و دو فرزندش بر اثر شدت فقر خبر میدادند و شبکههای اجتماعی نیز با دیده تردید این خبر و تصاویر مربوط به آن را منتشر کردند.
برخی میگفتند آنها بر اثر خوردن قرص برنج مردهاند و برخی نیز اعلام میکردند که خوردن سم ازسوی پدر خانواده و خوراندن آن به دو فرزند خردسال، باعث مرگ آنها شده است. تصاویر نیز حکایت از مرگی عجیب داشت، اما پزشکی قانونی خودکشی این افراد را تایید نکرده است.
آنگونه که بسطامی، فرماندار شهرستان ایوان استان ایلام گفته بر اساس اعلام پزشکیقانونی، این افراد خودکشی نکرده بودند بلکه برای گرم کردن خود از اجاق استفاده کرده بودند که دچار گازگرفتگی شدند.
زن در دادگاه: من شوهرم را نکشتهام
۱۹ فروردين ۱۳۹۴
زنی که متهم است در نوجوانی شوهرش را به قتل رسانده، در شرایطی برای بررسی رشد عقلی در زمان ارتکاب جرم پای میز محاکمه رفت که همچنان بر بیگناهی اصرار دارد.
به گزارش شرق، زن جوان که مائده نام دارد و حالا ٢٠ساله است، زمانی که ١٦ساله بود به قتل شوهرش متهم شد. او بعد از بازداشت اعتراف کرد بهخاطر اختلافاتی که با شوهرش داشت به او قرص برنج خورانده و باعث مرگش شده است. مائده وقتی پای میز محاکمه رفت اعترافاتش را پس گرفت و گفت زمانی که احمد -مقتول- قرصهای برنج را خورد او در خانه نبود و مرگ شوهرش درواقع اتفاقی بود. بااینحال قضات انکارهای متهم را قبول نکردند و رأی بر قصاص مائده صادر شد.
این حکم در دیوانعالی کشور مورد تأیید قرار گرفت و اذن رئیس قوهقضاییه نیز برای اجرای حکم قصاص صادر شد. با وجود تلاشهای خانواده مائده و فعالان اجتماعی، اولیایدم حاضر به گذشت نشدند. بنابراین مائده در آستانه قصاص قرار گرفت، اما درهمانزمان قانون جدید مجازات اسلامی به تصویب رسید و ازآنجاییکه ماده٩١ این قانون میتوانست در حکم مائده تأثیر مستقیم داشته باشد، وکلای او درخواست اعاده دادرسی دادند. براساس این ماده در جرائم موجب حد یا قصاص، هرگاه افراد بالغ کمتر از ١٨سال، ماهیت جرم انجامشده یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنها شبهه وجود داشته باشد، به مجازاتهایی غیر از قصاص و حد محکوم میشوند.
پرونده مائده بعد از نقض رأی صادره، دوباره به دادگاه فرستاده شد. روز گذشته مائده، که حالا زنی جوان است، برای محاکمه به شعبه٧١ دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد و بعد از اینکه نماینده دادستان برای او درخواست مجازات کرد، برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت.
او اتهام قتل شوهرش را رد کرد و گفت: «من و احمد بهخاطر فیلم مستهجنی که برادرزادهاش به او نشان داده بود، باهم اختلاف داشتیم. برادرزاده احمد مدعی شده بود شخصی که در آن فیلم است من هستم و همین هم باعث اختلاف بین ما شد، اما آن زن من نبودم. به شوهرم گفتم بیا از برادرزادهات شکایت کنیم، قبول نکرد و گفت اگر زنی که در آن فیلم است تو باشی آبروی من میرود و اگر برادرزادهام دروغ گفته باشد، بازهم آبروی من رفته است. گفتم اگر این کار را نکنی، خودکشی میکنم. برای اینکه شوهرم را تهدید کرده باشم، دوعدد قرص برنج خریدم و آن را در جعبه جواهراتم گذاشتم. شوهرم پرسید این قرصها چیست؟ گفتم برای ورم معده است. بعد از چندروز شوهرم به من گفت دچار معده درد شدیدی شده است. من در زمان بیماری شوهرم خانه نبودم از من سراغ داروی معده گرفت، من هم جای داروی معده را به او گفتم چندساعت بعد دوباره تماس گرفت و گفت حالم بدتر شده است بازهم داروی معده داریم یا نه؟ گفتم دیگر نداریم دوباره زنگ زد و گفت دیگر نمیتوانم تحمل کنم و به دوستانم گفتهام به کمکم بیایند سعی کردم خیلی سریع خودم را به خانه برسانم، حتی آن روز کفش پاشنهبلند پوشیده بودم، کفشها را درآوردم و پابرهنه به سمت خانه دویدم اما شوهرم آنقدر بدحال شده بود که دیگر نمیشد کمکش کرد بعد فهمیدم قرصهای برنج را خورده است.»
متهم درباره اینکه اگر قصد خودکشی داشته چرا قرصها را به شوهرش داده، گفت: من قرصها را ندادم بعد از خرید هم پشیمان شدم اما دیگر به این فکر نکردم که آنها را از بین ببرم. فکر نمیکردم قرص ٢٠٠تومانی بتواند آدم بکشد. او درباره رابطهاش با مردی غریبه گفت: شوهرم به من میگفت دختر دیگری را دوست دارد و من هم خواستم تلافی کنم اما به آن مرد علاقهای نداشتم. مائده همچنین مدعی شد نمیدانسته اگر کسی آدمی را بکشد، قصاص میشود و وقتی به کانون اصلاح و تربیت منتقل شد، در یک فیلم موضوع قصاص را فهمید. هیات قضات بعد از دفاعیات مائده و وکیلمدافعش برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
علاج بیماری خود دافپنداری با قرص!
۰۹ دی ۱۳۹۳ -
شاید تا بهحال با افراد زیادی رابطه داشتهاید که شخصیت خود را پنهان میکنند یا اینکه دوست دارند بهنوعی دیگر خود را نشان دهند. این مسأله را اختلال شخصیت نمایشی مینامند. شروع این اختلال در آغاز سن بزرگسالی است و الگویی هیجانپذیر و توجهطلب دارد و در زمینههای گوناگون دستکم با ٥ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص میشود: در موقعیتهایی که مرکز توجه نیست، ناراحت باشد و در رنج و مشقت به سر برد.
تعامل با دیگران اغلب با رفتار نامناسب تحریککننده یا اغواکننده مشخص میشود. ابراز هیجانات سطحی و بهسرعت متغیر است. بهطور پیوسته از ظاهر جسمانی خود برای جلب توجه دیگران استفاده میکنند. سبک گفتاری فرد بهشدت تاثیرگذار و فاقد جزییات است. خودنمایی، تظاهر و اغراق در بیان هیجانات را نشان میدهد. تلقینپذیر است یعنی بهسادگی تحتتأثیر دیگران یا شرایط قرار میگیرد. روابط را صمیمانهتر از آنچه واقعا هست، تلقی میکند.
شاید افراد زیادی را دیده باشید که همه این نشانهها را داشته باشند و بیمار نباشند. دکتر فکوهی معتقد است، فردگرایی در نوع خودمحورگرایانه مدرنش، گرایشی مخرب است و این گرایش متاسفانه در جامعه ایران بهسرعت درحال بالاگرفتن است. بهخصوص که جامعه ما گذار مناسب و کاملی از سنتهای پیشین خود به مدرنیتههایی که تعریفناشده و مبهم باقی ماندهاند، انجام نداده است، بنابراین از یکسو سنتهایش را نابود کرده و از سوی دیگر مدنیتی که بخواهد جایگزین آنها شود، نساخته است. در این حالت فردگرایی افراطی اثری دوچندان مخرب خواهد داشت.
خود دافپنداری اگرچه واژهای است که بسیاریاوقات برای شوخی و مزاح و ریشخند بیان میشود اما اینروزها صورتی عمومی و نمادین پیدا کرده است. داف عمومیتر شده و درقالب تنها دختری ایدهآل و رویایی دیده نمیشود بلکه برای پسرها هم این واژه درحال استعمال است. خودباوری جای خود را به خودمحوری و خودشیفتگی داده است. شاید برای همین است که ایران تبدیل به انبار لوازم آرایش شده است. شاید برای همین است که عرصه تفاهمات در بسیاری از زندگیها کاهش پیدا کرده و شاید به همین خاطر است که بسیاری هرچه قرص به آنها توسط دکتر و روانپزشک خورانده میشود، بیماریشان خوب نمیشود.
ما با یک مشکل و پدیده وحشتناک اجتماعی روبهرو هستیم. پدیدهای که نیازمند درک، کندوکاو و پژوهش است. اما گویا کسی دوست ندارد به دنبال آسیبهای ناشی از این پدیده بر پیکره خانواده و جامعه بپردازد. خود دافپنداری دیگر فقط ابراز وجود نیست که تخریب آنچه هست که وجود داشته است. آنها به تخریب هویت خود مبادرت میکنند و چیزی را میسازند که نیستند. آنها فکر میکنند آنچه را ساختهاند جامعه باور کرده اما... ابراز وجود، حتی توسط خود دافپندارها گاه با ویژگیهایی چون عنادجویی، منفیکاری و ساز مخالف زدن اشتباه گرفته میشود. میتوان گفت افرادی که دایما ساز مخالف میزنند و میخواهند برخلاف خواستهها و شرایط دیگران رفتار کنند، مشکل دیگری دارند که حتما باید به فکر حل آن باشند. این افراد نهتنها ابراز وجود نمیکنند، بلکه دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و عزت نفس هستند که به صورت میانبر و کاذب اقدام به کارهایی میکنند که به دیگران قاطعیت و توانایی و اعتماد به نفس خود را نشان دهند.
ابراز وجود کردن، دغدغه برابری انسانها را افزایش میدهد و به ما امکان میدهد تا به سود خود اقدام کنیم و بدون اضطراب روی پای خود بایستیم و احساسات خود را صادقانه و خیلی راحت ابراز کنیم. به ما امکان میدهد تا بدون ضایع کردن حق کسی حق خود را بهدست آوریم. روی پای خود ایستادن، یعنی بتوانید در وقت مناسب نه بگویید.
خود دافپندارها راه را به اشتباه میروند و سر و کله آقایان جامعهشناس پیدا نیست. پدر و مادرها بهناچار به روانشناس مراجعه میکنند. آنها در اولین سخن میگویند دخترمان فکر ميکند مرلین مونرو است یا پسرمان فکر میکند بردپیت است... کاش در غیاب آقایان جامعهشناس، رسانهها الگوی مناسبی را در اختیار خود دافپندارها میگذاشتند.
نرخ مرگ در خيابان هاي تهران
نيازمنديهاي جرايد را ورق بزنيد، ميبينيد كه ميتوانيد حدود قيمت شير مرغ تا جان آدميزاد، براي فروش و رهن و اجاره به صورت نقد و اقساط با تسهيلات ويژه را به دست آوريد. كار سختي نيست. حالا اگر صفحات اصلي روزنامهها را ورق بزنيد در صفحه حوادث با قيمت ارزان جان آدميزاد روبهرو ميشويد. به اين تيترها توجه كنيد؛ كامران باقري، لنكراني وزير بهداشت وقت: كاهش آمارخودكشي و ثبت سالانه70هزار مورد سرطان (سه سال پيش – منبع: سلامتنيوز) احمديمقدم، فرمانده نيروي انتظامي: آمار خودكشي در كشور دو برابر قتل است (دو سال پيش – منبع: سلامتنيوز) احمد حاجبي، رييس اداره سلامت وزارت بهداشت: سازمان پزشكي قانوني آمار خودكشي را به وزارت بهداشت نميدهد (223 روز پيش – منبع: خبرگزاري فارس) هر روز 5/10 نفر در كشور خودكشي ميكنند (25 مرداد 90 – منبع: روزنامه «شرق») آمار خودكشي در زنان بيش از مردان است (63 روز پيش – منبع: سايت «تابناك») همانقدر كه از اين دست اظهارنظرها خوانده و شنيده ميشود اخباري چون فردي – مردي، زني – سيانور خورد و مُرد! يا قرص برنج خورد و مُرد! به وفور شنيده و خوانده ميشود. خودكشي اين روزها حسابي ميسر است. انواع و اقسام هم دارد. آمار سازمان پزشكي قانوني در سال گذشته حكايت از آن دارد كه روزانه حدود 10نفر در ايران خودكشي ميكنند و بررسيهاي آماري نشان ميدهد كه در يك سال، از هر صدهزار نفر حدود شش نفر خودكشي كردهاند. «احمد شجاعي»، رييس سازمان پزشكي قانوني كشور اين آمار را در نشست خبري سال گذشتهاش حوالي مردادماه اعلام كرد. آمار خودكشي در ايران در شش ماه پاياني سال گذشته همچنان اعلام نشده اما آمار خودكشي در سه ماهه نخست سال گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل 4/9درصد افزايش داشت. در سه ماهه نخست سال گذشته 952 نفر در كشور خودكشي كردهاند كه از اين ميان 274 نفر زن و 678 نفر مرد بودهاند. حالا به آمار خودكشي در سالهاي 88 و 89 توجه كنيد؛ در سال 88، سههزار و 122 خودكشي و در سال 89، سههزار و 649 خودكشي گزارش شده است. خودكشي در سال 89 نسبت به سال 88 افزايش 17درصدي داشته است، 4/9درصد هم در سال 90، حالا محاسبه كنيد افزايش آمار خودكشي را در سه ماه اول سال 91؟! به قول «فرويد»، در خشم، آدمها آرزو دارند كسي را بكشند يا به عامل ناكامي آسيب برسانند و اگر نتوانند خودشان را ميكشند. از سوي ديگر يكي از عواملي كه به خودكشي كمك ميكند در دسترس بودن موادي است كه اين امر را تسهيل ميكند. به غير از طناب در دسترسترين مواد براي خودكشي سيانور و قرص برنج است.خيابان «ناصر خسرو» در مسير شمال به جنوب زمزمه دارو، دارو، چنان در هم ميپيچد كه نميداني به سمت كدام صدا بايد برگردي. كور عصاكشي براي اموات مردم دعا ميكند. پيرمردي «چايي» داد ميزند. زندگي در مفهوم خريد و فروش جاري است. اما كسي ميتواند حدس بزند قرصي، گردي براي خودكشي در حال جابهجا شدن و دادوستد است؟ مرد ميانسالي در حال نوشيدن چاي است. به سراغش ميروم و ميگويم: «دنبال قرصي ميگردم كه همه چيز را تمام كنم، سيانور، قرص برنج...» نشاني ديگري ميدهد: «از آن آقا بپرس كه تيشرت سفيد به تن دارد.» به سراغ مرد جواني ميروم... - سلام! دنبال سيانور ميگردم.براي چه كاري؟ - براي خودم! ميخوام خودكشي كنم! داري؟ نداريم! - چيز ديگهاي نداري؟ نيست، گير نمياد، اينجا سيانور اصل بهت نميدن! - چي ميدن؟ آشغال! - اون نشد، قرص برنج، نشد سم گراز... سيانور ميخواي بايد 300هزار تومن بدي، نميدي كه ...- واسه چند گرم؟ يه ذرهاش، نيم گرم. 300 هزار بده... - الان آنقدر پول ندارم، اگر بخوام پيدات كنم همينجا ميتونم پيدات كنم؟ آره، بيا جلوي همين كبابي. بازار قاچاق دارو چنين جواناني را تا به حال به خود نديده بود كه انگار شغل آبا و اجداديشان شده باشد؛ به سراغ پسري جوانتر از فروشنده قبلي ميروم... - دنبال سيانور ميگردم، داري؟ چند بهت قيمت دادن؟ - از 300 هزار تومن تا 100 هزار تومنسيانور هم داريم.- چند؟ چه مدلي ميخواي؟ چقدر پول ميخواي بدي؟ - معطلي نداشته باشه ديگه، درد نكشم. واسه خودت ميخواي؟ - نه واسه پشتسريم ميخوام! واسه خودم ميخوام ديگه! يه قرص وكيوم شده گِرد ِ. اون هم باهات 120 هزار تومن حساب ميكنم. - كجاييه؟ پشتش چيزي ننوشته، اما خارجيه. ايرانياش هم هست كپسول، مرگ موش قاطي ميكنن باهاش... - مطمئنه؟ آره، اون هم فقط يه نفر داره كه شيميايي فروشِ.- مغازهداره؟ آره، مطمئنه توي وكيومِ. اصل و تضميني ِ. اما به يه شرط بهت ميدم؛ دنبال دردسر نميگرديم. - چه دردسري؟ فردا خدايي نكرده يكي بياد دنبال ما كه از اينجا و از من گرفتي.- مگه ميان؟ اون ديگه دست خداست. آدميزاده ديگه ميخوره وقت مردن ازش بپرسن چي خوردي، چي نخوردي، از كجا خريدي و گرفتي خلاصه بيان دنبال ما. - نه، خيالت راحت. تنها زندگي ميكنم... نميدونستم قيمتها اينطوريه وگرنه دنبال طناب ميگشتم. چقدر ميخواي پول بدي؟ - 30 هزار تومن تا 70-60هزار تومن ميتونم برات جور كنم- يه دوري بزنم... ميام پيشتدوباره چشمم روشن شد به جواني. همين كه ميبيند با چند نفر در مسير پيادهروي شمالي در حال گپ و گفت درباره سيانور و قرص برنج هستم به سراغم ميآيد. قرصشو ميخواي يا پودرشو؟ - قرص.پودر كه بهتره، ميريزي روي غذا ميخوري يك، دو، سه... تموم. - گرمي چند؟ 50 هزار تومن. واسه چي ميخواي؟ - براي خودم. آخه چرا؟ - بگذريم... بيا توي كوچه بهت بدم... - نه گرون ميگي... اين همه راه هست، چرا ميخواي اين كار رو بكني؟ من نميارم واست. - تو نمياري، بالاتر كه واسم ميارن... برو شيشه بكش، مغزت باز شه، بيخيال خودكشي شي! نزديك مسجد پيرمردي نشسته روي صندلي. به هر حال هرچه باشد دود از كنده بلند ميشود كه شايد اگر دنبال اصل جنس سيانور بودم، مطمئن باشد. به سراغش ميروم. - از بالا آمار سيانور گرفتم قيمتهاي پرت دادن، نفهميدم چي بايد بگيرم... سيانور اصلگير نمياد قربونت. كپسول خالي بر ميدارن چيزهاي ديگه ميدن جاي سيانور- ميكشه؟ نه! قرص برنج هست بهتره. - چند؟ دونهاي 30هزار تومن. - ميكشه؟ آره. «اميل دوركيم» در اثر معروف خود به نام «خودكشي» آن را پديدهاي اجتماعي تعريف ميكند و مينويسد: «خودكشي عبارت است از هرنوع مرگي كه نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم كردار منفي يا مثبت خود قرباني است كه بايد چنان نتيجهاي به بار آورد.» در ايران سالها طول كشيد تا مسوولان در قبال آسيبهاي اجتماعي از «انكار» دست بكشند. اما موضع «انكار» به اعلام نكردن آمار خودكشي بدل شده است. به گواه تحقيق جامعهشناسان، در ايران انگيزه خودكشي در گروههاي ناموسي، اختلافات خانوادگي، تحصيل و ازدواج، شكست و نااميدي، فقر و تنگدستي، بر ملا شدن حقايق و اسرار، استرسها و فشارهاي لحظهاي روحي و رواني، تنهايي، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به موادمخدر و الكل، تقسيمبندي شده است. اينها همه مولفههاي يك سوي تساوي است. در سوي ديگر انگار تنها چيزي كه ارزان شده است، جان آدمي است. مواد لازم براي خودكشي در تهران هميشه در دسترس است.
منبع: روزنامه شرق- روزنامه شهروند-فرارو-مهر-ایلنا-ایسنا-