در ساعتهاي پاياني روز هفتم اسفندماه 94 مردم ايران زمين و ديگر كشورها از رويدادي بزرگ و غيرقابل پيشبيني كه در اين كشور بوقوع پيوسته بود آگاه شدند و فصل جديدي در تاريخ امور سياسي ايران آغاز شد. افرادي كه در سالهاي اخير برچسب ضد دين و يا مخالفت با نظام به گروه رقيب ميزدند دريافتند در پايتخت و استانها و مناطق برخلاف تبليغات گسترده عليه آنها، راي دهندگان نمايندگان اصلاحطلب و طرفداران دولت و اعتدالگرايان را انتخاب و به مجلس فرستادند تا آن جا كه سر ليست اصولگرايان در تهران از رسيدن به كرسي نمايندگي ناكام ماند.
جوانان و فعالان سياسي، زنان و مردان بعد از رد صلاحيتهاي گسترده به جاي بيان جملاتي از قبيل « نميدانيم چه خواهد شد؟« در حاليكه سرشناسان را رد صلاحيت نمودهاند ديگر كاري از دست ما ساخته نيست»،« كانديداي مورد اعتمادمان را رد صلاحيت كردند» و يا هر عبارتي كه باعث ياس و نااميدي ميشد با عنايت به توصيه بزرگان نظام و رهبران اصلاح طلب، شهروندان و دوستان و آشنايان خود را نويد ميدادند تا به پاي صندوقهاي راي حاضر شوند و از ميان كانديداهاي موجود فرد مورد نظر خويش را انتخاب كنند. جمعه هفتم اسفندماه نه تنها اكثريت رايدهندگان از جمله راي اوليها بلكه بيماران بستري در بيمارستانها، پيران ساكن در هر كوچه و محل با عصا، ويلچر و با كمك ديگران، زندانيان و حصرشدگان هم آمادگي خود را براي تعيين سرنوشت سياسي و اجتماعي خويش اعلام كردند. در خرداد ماه 92 شخصيتي نظير آيت ا... هاشمي رفسنجاني را با آن سوابق درخشان انقلابي و مبارزاتي كه طي ساليان دراز به عنوان دومين فرد نظام جمهوري اسلامي ايران انجام وظيفه نموده بود و رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را برعهده دارد ردصلاحيت نمودند اما به خواست پروردگار و با حضور مردم در صحنه و حمايتهاي علني و رسمي آيت ا... هاشمي رفسنجاني، حجهالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي و يادگار امام (ره) حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني از دكتر حسن روحاني و استعفاي به موقع و آگاهانه دكترمحمدرضا عارف از كانديداتوري حماسهاي خلق و بار ديگر در اسفند94 با همه اتفاقاتي كه روي داد جهان شاهد تحولي بزرگ در تاريخ سياسي و انتخاباتي ايران گرديد. بعد از اعلام عدم احراز صلاحيت نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران علاقهمندان به نظام، فعالان و رهبران اصلاح طلب از جمله يادگار امام (ره) مردم را ترغيب و تشويق به حضور پاي صندوقهاي راي نمودند و از اعلام عدم احراز صلاحيت سيدحسن خميني و عدهاي از بزرگان اصلاح طلب و ياران دولت اعتدال گرا گرچه ابهاماتي به وجود آمد اما روز به روز كه به هفتم اسفندماه نزديك ميشديم شور انتخاباتي در بين جامعه افزايش مييافت.
در سالهاي اخير اگر در مجمعي از رييس دولت اصلاحات نام برده ميشد و يا نشريهاي به مناسبتي خبرهايي از سيد محمد خاتمي چاپ و منتشر مينمود با واكنشهاي تند عدهاي كه خود را اصولگرا مينامند و در بعضي از نشريات و سايتها مطلب مينويسند مورد شديدترين حملات و با زشتترين كلمات قرار ميگرفتند يا وقتي از دولتمردي درخواست ميگرديد به رييس جمهور تحقق وعدههاي داده شده در اوايل سال 92 را يادآوري نمايد يا هر گاه بحثي از رفع حصر مطرح ميشد يا به حمايت از فعالان سياسي و بعضي از نمايندگان كه مورد حمله قرار گرفته بودند و جلسه سخنراني مجوز دار آنها را برهم ميزدند و به آنها دشنام ميدادند و از شهري كه دعوت شده بودند فراري ميدادند، سخني به ميان ميآمد در هيچ يك از اين پيش آمدها معمولاً بزرگان اصولگرا و معتمدين اين دسته كه سوابق روشن و انقلابي هم دارند اين اعمال زشت را محكوم نميكردند و يا با بيان چند جمله نصيحت آميز بسنده مينمودند و افراد منتسب به خود را از تهمت و افترا زدن و عكسالعملهاي تند و زننده باز نميداشتند. عموم مردم شاهد بودند در يك هفته زمان تبليغات مردم بسياري از شهرها و مناطق سراغ كانديداهاي اصلاحطلب ميگرفتند.
اگر محلي براي تجمع اعلام ميگرديد فوج،فوج و گروه، گروه استقبال ميكردند و آمادگي خود را براي حمايت از رييسدولت اصلاحات اعلام مينمودند. به عنوان نمونه در استان دارالعباده كه مكرر عدهاي با ادبيات غير فاخر و عبارات و جملات زشت و زننده بيشترين اتهام را به سيدمحمد خاتمي و دولت اصلاحات و اصلاح طلبان وارد ميآوردند اكثريت همشهريان خاتمي و عارف روز جمعه با تفاوتي بيش از سي و هفتهزار راي كانديداي اصولگرايان را كه در حال حاضر نمايندگي مردم يزد و اشكذر در مجلس شوراي اسلامي را به عهده دارد شكست دادند. همين اتفاق در حوزه ديگري در استان و يا مناطق و شهرهاي مختلف روي داد اما در تهران آنگونه شد كه شايد براي اكثريت سياستمداران، دولتمردان، مقامات، نمايندگان خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي قابل پيش بيني نبود. يكي از فعالان سياسي در اين زمينه مينويسد.
« شكست در پايتخت براي يك جريان اتفاق آساني نيست كه بتوان با اماواگر رفعورجوعش كرد؛ دلايل اين شكست هم فراتر از آنچيزي است كه مجري (ديروز، امروز و فردا) شكست تمدني و فرهنگي از مردماني ميداند كه طبقه متوسط شهرياند و تحتتأثير غرب. اين شكست براي اصولگرايان قديمي تاوان سكوت و همراهي با كساني است كه از جنس آنها نبودند، از رقابت چيزي نميدانستند و اتفاقا براي پيروزشدن پايبند نبودند. اگر 25سال مفهومي به نام منافع ملي ميتوانست چپ و راست را زير يك سقف جمع كند به يكباره كساني در جبهه اصولگرايي نفوذ كردند كه اين مفهوم برايشان سخت بيگانه بود و اصولگرايان واقعي در مقابل اين تازهواردان جعلي سكوت كردند، ترجيح دادند در مقابل دوستان قديم خود بايستند، يا بياحترامي آنها را ببينند، اما نگاهي به جبهه خودي نيندازند. آنها روز جمعه پاسخ همراهي با اين افراد را دادند و براي كساني باختند كه ديگر سالهاست چيزي براي باختن ندارند؛ باختن براي سكوت در مقابل كسانيكه براي نابودي سياست آمده بودند، اما سياست بر آنها غلبه كرد.»1
هيچ يك از ايرانيان مسلمان، آگاه و وطندوست معتقد نيست كسي كه قانوناً مورد تاييد نهادهاي چهارگانه قرار نميگيرد به عنوان كانديدا تاييد صلاحيت شده و معرفي گردد اما پرسشي كه در ذهن بسياري از حاضر شدگان در پاي صندوقهاي راي مطرح بود اينكه چرا تعداد زيادي از وزراء، استانداران، مديران سابق، دولتمردان و نمايندگان قبلي و فعلي مجلس خبرگان و يا شوراي اسلامي، عدهاي از روحانيون، ائمه جماعات، مجتهدان و از جمله يادگار و نوه امام خميني(ره) با عدم احراز صلاحيت روبرو شدند و آن گونه كه اعلام گرديد چه دردناك و تاسفانگيز است كه بعضي از اعتراض كنندگان رد صلاحيت شده با«شهادتين» نامه اعتراض آميز خود را نوشته بودند و عدهاي نيز در دقيقه 90 تاييد صلاحيت شدند كه در نهايت نتوانستند همانند ديگر كانديداها خود را معرفي نمايند.
با سپاس از مردم ايرانزمين از هر قوم و نژاد و مذهب كه به پاي صندوقهاي راي حاضر شدند وتشكر و تقدير از يكايك كانديداها كه با مشي و خط و سليقه سياسي مختلف در ميدان انتخابات به رقابت سالم پرداختند و با عرض تبريك به تمامي راه يافتگان به مجلس از هر گروه و حزب و انجمن نكتهاي يادآوري ميگردد كه مردم عهد و عقد اخوتي با نماينده و سياستمدار و مسئولي نبستهاند كه براي هميشه به اصطلاح براي او سينه بزنند. نمايندگان با هر خط فكري لازم است طبق قوانين مصوب و موجود و سوگندي كه در مجلس ياد ميكنند به وظايف نمايندگي خود عمل كنند به وعدههايي كه به مردم دادهاند پاي بند باشند. تعاليم عاليه اسلام به ما آموخته است: وفاكنندگان هنگامي كه عهدي ميبندند بايد به عهد خود وفا كنند و مومنان كساني هستند كه پيمان را نميشكنند و مولاي متقيان حضرت علي(ع) در فرمان ارزشمندشان به مالك اشتر ميفرمايند:
«...به عهد خويش وفا دار باش، و بر آنچه بر عهده گرفتي امانت دار باش، و جان خود را سپر پيمان خود گردان، زيرا هيچ يك از واجبات الهي همانند وفاي به عهد نيست. كه همه مردم جهان با تمام اختلافاتي كه در افكار و تمايلات دارند، در آن اتّفاق نظر داشته باشند. تا آنجا كه مشركين زمان جاهليت به عهد و پيماني كه با مسلمانان داشتند وفادار بودند،...»2
مدير مسئول
پي نوشتها :
1-روزنامه شرق10/12/94، جاويد قربان اوغلي فعال سياسي
2- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي (ره)، نامه 53، صفحه 419