دکتر محمد رضا شایق- مدرس دانشگاه

عده ای شنیده یا در قرآن کریم دیده اند که خداوند مومنان را به سبب مشورت ستایش فرموده است، اما نمی دانند جایگاه شورا کجاست.

یزدفردا: اگر بخواهیم جایگاه شورا را به عضوی از بدن انسان قیاس کنیم، با اینکه در بدن مغز فرمانده و راهبر است اما باید گفت جایگاه شورا چشم است نه مغز. مشاور ناصح با کمک به امام و رهبر با فکر خود کار چشم بینا را می کند اما تصمیم را مغز می گیرد.

اگر به سیره نبی اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) در حکومت و حتی به قرآن کریم با دقت بنگریم این حقیقت به وضوح آشکار است. ذات اقدس حق به پیامبرش می فرماید:«و شاورهم فی الامر» در کارها با آنان مشورت نما، اما در مرحله تصمیم گیری پس از مشورت کسی را شریک آن حضرت نساخته و می فرماید:« فاذا عزمت فتوکل علی الله» پس هر گاه تصمیم گرفتی به خدا توکل نما.

امیر مومنان(ع) وقتی مالک را به فرماندهی مصر منصوب می فرماید در عهدی که برای آن جناب نوشته توصیه به امر مشورت می نماید لکن در هیچ کجای این سفارش رایحه ای در شریک کردن مشاوران با مالک در تصمیم گیری دیده نمی شود. هیچ گاه حضرت شهر یا کشوری از قلمرو خود را با حاکم شورایی اداره نفرمود و نیز رسول مکرم اسلام بسیار با اصحاب خود مشورت می نمود لکن هیچ گاه تصمیم نهایی را به رای شورا واگذار نمی فرمود. بلکه خود تصمیم می گرفت و هیچ حکومتی را شورایی نصب نفرمود.

مراجعه به تجارب بشری و عقل نیز همین را می گوید زیرا تعدد تصمیم گیر موجب کندی کارها، تعارض و تنازع و گاه هرج و مرج و اختلاف می گردد.اگر راننده خودرو در انتخاب مسیری که راه های متعدد دارد به نظر سرنشینان هم توجه داشته و حرف آن ها را نیز بشنود خوب و مفید است اما اگردو نفر بخواهند فرمان را بگیرند و رانندگی کنند نتیجه کار روشن است.

در طول سال های انقلاب اسلامی نیز این تجربه روشن وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنیم اگر در 21 بهمن 57 به جای حضرت امام(ره) شورای رهبری حاکمیت داشت و بین آن ها بحث می شد که مردم به حکومت نظامی تن دهند یا به خیابانها بریزند تا آقایان فقها آماده می شدند که دور هم جمع شوند و بحث کنند که مصلحت در کدام یک است، فرصت فوت و دشمن نقشه شوم خود را اجرا می کرد. اما بصیرت و سرعت تصمیم گیری امام(ره) باعث عقیم ماندن نقشه دشمن شد.

در جنگ تحمیلی وقتی خرمشهر فتح و نیروهای ایران به مرزهای بین المللی رسیدند اگر به جای امام(ره) شورای رهبری بود و از این شورا مثلاً پنج نفری، دو نفر رای می دادند که ادامه جنگ واجب است و دو نفر حکم به حرمت می دادند و یک نفر هم احتیاط نموده و رای ممتنع می داد در این صورت سرنوشت جنگ چه می شد؟!

یا فرضاً سه نفر حکم به وجوب و دو نفر حکم به حرمت ادامه جنگ می دادند و طبعاً با نظر به رای اکثریت شورا باید جنگ ادامه می یافت؛ لکن در اینصورت آیا دیگر مردم رغبت می کردند جگر گوشه های خود را به میدان مرگ بفرستند؟! آیا مردم به خود نمی گفتند که از کجا معلوم که نظر آن دو نفر درست نبوده باشد و این راه نه تنها اجری نداشته بلکه مواخذه الهی نیز در ورای آن باشد؟ در این صورت آیا میدان برای دشمن باز نمی شد و آیا دیگر ان همه حماسه های عظیم و شهامت ها ظهور می کرد؟!

اگر روزی فلان ابر قدرت یا ائتلاف قدرت های استعماری – استکباری تهدید کند که فلان اقدام را انجام دهید یا قبول نمائید وگرنه زیر ساخت های حیاتی کشور شما را نابود خواهیم کرد و مثلاً نیم ساعت نیز بیشتر فرصت برای اعلان موضوع مورد نظر نداد و به فرض شورای رهبری بخواهد تصمیم بگیرد چه خواهد شد؟ به فرض که یک نفر از اعضای شورا مشغول غسل مستحبی و دیگری در گوشه پنهانی مشغول اعتکاف و سومی روی تخت بیمارستان نباشد و بتواند سریع جمع شوند تا بخواهند موضوع را مطرح و بحث کنند و تصمیم بگیرند، کار از کار گذشته است.

از اینها گذشته وجود رهبری شایسته و جامع شرایط و توانا در علم و اخلاق و محبت کانون عشق و محبت متقابل امت و امام است. چیزی که فقط در سایه اسلام ناب محمدی(ص) اتفاق می افتد و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد. استقبال های بی نظیر مردم از رهبر معظم انقلاب و اشک شوق آن ها در دیدار وی سرمایه عظیم انقلاب و پشتوانه محکم نظام و موجب قطع طمع دشمن و یاس اوست. در تاریخ فتح مکه می خوانیم که وقتی عباس عموی پیامبر(ص) ابوسفیان را به بیرون مکه آورد تا با حضرت ملاقات کند و رسول خدا می خواست با هیبت خود(و بدون جنگ) مکه را فتح نماید، ظرف آبی طلبید تا وضو بگیرد در حالی که ابوسفیان صحنه را تماشا می نمود با تعجب دید که اصحاب حضرت چنان برای ربودن قطرات آب وضوی رسول خدا دست ها را عاشقانه زیر دست حضرت گرفتند که حتی یک قطره از آب وضوی حضرت به زمین نریخت.

با دیدن این صحنه فرمانده قریش خود را باخت و دانست که نمی تواند با لشکری که اینقدر فرماندهش را دوست دارد مقابله کند و همین باعث تسلیم مکه بدون جنگ شد و رسول خدا با سپاه اسلام مقتدرانه وارد مکه گردید و فتح عظیم واقع شد.

آنهایی که فکر می کنند با این شعارهای دشمن شاد کن می توانند نظام اسلامی را دچار استحاله و کشور را به دره سکولاریزم ساقط کنند بدانندکه سنت الهی این است که در هر برهه ای فقط یک نفر مثل امام راحل پیدا می شود و یک نفر همانند سید الاعلام امام خامنه ای ظهور می کند که بتواند دل های مومنان را مجذوب و عرب و عجم را گرد پرچم اسلام جمع کند و این یکی از مصادیق عنایت امام عصر(عج) به شیعه در عصر غیبت است همانطور که خود فرمودند:« ما در مراعات حال شما غفلت نکرده ، شما را فراموش نمی کنیم و اگر چنین نبود سختی ها بر شما می بارید و دشمنان شما را نابود می کردند.»

 


  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا